اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٣٢ - مقدّمه
گرفتهاند، نظم و قانون نیز چیزی جز ترتب منظم فعلهای بینهایت بر فاعلهای بینهایت نیست. بنابراین منطق، جایی برای فاعل کل و صانع کل که طبعا خود، فاعل و صانعی ندارد باقی نمیماند.
محدود بودن مفاهیم الفاظ و کلمات از یک طرف، و انس اذهان به مفاهیم حسی و مادی از طرف دیگر، کار تفکر و تعمق در مسائل ماوراء الطبیعی را دشوار میسازد. ذهن برای اینکه آماده تفکرات ماوراء الطبیعی بشود مراحلی از تجرید باید طی نماید.
حقیقت این است که مفهوم «سهل و ممتنع» در مورد مسائل الهی بیش از هر مورد دیگر صدق میکند و این خود رازی دارد که به پیوند این مسائل با فطرت آدمی از یک طرف و با عقل و اندیشه او از طرف دیگر مربوط است.
راه عقل بر خلاف راه دل سر و کارش با مفاهیم و تصورات و الفاظ و کلمات است و همین جهت کار را دشوار میسازد، زیرا معانی ماوراء الطبیعی را در محدوده مفاهیم و تصورات عادی وارد کردن و در قالب الفاظ و کلمات جا دادن کاری شبیه دریا را در کوزه ریختن است:
معانی هرگز اندر حرف ناید | که بحر بیکران در ظرف ناید | |
و یا چیزی شبیه اندام بزرگ را با جامه کوچک پوشیدن است:
الا انّ ثوبا خیط من نسج تسعة | و عشرین حرفا عن معالیه قاصر | |
بدون شک معانی و مفاهیم حکمت الهی آنگاه که بخواهد در سطح تعقلات فلسفی ظاهر گردد یک ظرفیت ذهنی و گنجایش فکری خاصی را ایجاب میکند که با ظرفیت ادبی یا فنی یا طبیعی یا ریاضی کاملا متفاوت است، یعنی ذهن باید در یک بعد و جهت خاص وسعت یابد تا ظرفیت این گونه اندیشهها را پیدا کند.
این است که محققان همواره از لزوم «لطف قریحه» دم میزنند و در عین اعتراف به فطری بودن و عمومی بودن مسأله خدا، میگویند: