اصول فلسفه و روش رئالیسم ط-صدرا - علامه طباطبایی با مقدمه و پاورقی استاد مطهری - الصفحة ٢٢ - مقدّمه
این جمله به صورت حدیث در هیچ کتاب حدیثی شیعه یا سنّی دیده نشده است، معذلک نظر به اینکه با ذائقه کوته فکران موافق آمده است شهرت فراوانی کسب کرده و وسیلهای شده برای انکار هر گونه کوششی در اینگونه مسائل، و از آن طرف هم عکس العملهایی به عنوان توجیه و تأویل این حدیث از طرف طرفداران تحقیق در معارف الهی ابراز شده است. عارف معروف، محمود شبستری در گلشن راز در برابر متمسکان به این حدیث عکس العمل نشان میدهد آنجا که میگوید:
جهان آن تو و تو مانده عاجز | ز تو محرومتر کس دیده هرگز؟! | |
چو محبوسان به یک منزل نشسته | به دست عجز پای خویش بسته | |
نشستی چون زنان در کوی ادبار | نمیداری ز جهل خویشتن عار | |
دلیران جهان آغشته در خون | تو سر پوشیده ننهی پای بیرون! | |
چه کردی فهم از «دین العجائز» | که بر خود جهل میداری تو جائز؟ | |
اگر مردی برون آی و نظر کن | هر آنچ آید به پیشت زان گذر کن | |
میاسا یک زمان اندر مراحل | مشو موقوف همراه رواحل | |
خلیل آسا برو حق را طلب کن | شبی را روز و روزی را به شب کن | |
برو اندر پی خواجه به اسرا | تفرج کن همه آیات کبری | |
برون آی از سرای امّ هانی | بگو مطلق حدیث «من رآنی» | |
شیخ محمد لاهیجی در شرح گلشن راز جمله «علیکم بدین العجائز» را توجیه میکند، میگوید:
«در جمله فوق نظر به تعبد و تسلیم در فروع است نه در اصول، مقصود این است که همچنانکه پیر زنان در اجرای اوامر و فرمانها بدون چون و چرا عمل میکنند شما نیز چنین کنید؛ مقصود این نیست که سطح افکار و اندیشههای شما در خداشناسی برابر با سطح افکار پیر زنان باشد که مثلًا خداوند را به صورت یک قلمبه نور در بالای آسمانها تصور میکنند و به او شکل انسانی میدهند و خداوند را به همه چیزهایی که قرآن او را از آنها تنزیه میکند توصیف میکنند [نقل به مضمون].»
مولوی این حدیث را به نحوی دیگر توجیه میکند. او توجهش به ماده «عجز» است، میگوید مقصود این است که در راه او شکستگی و مسکنت را پیشه کنید که در