تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٧٤ - تفسیر به رأی
مقصود آیه در پیچیدگی تعبیر پوشیده میماند- برای برطرف ساختن ابهام موجود، نیاز به تفسیر خواهد بود و در چنین مواردی، تنها با تمسک به اصول لفظی شناخته شدهای که برای کشف مقاصد هر گوینده در عرف کاربرد دارد، تفسیر ممکن نیست، بلکه شیوهها و ابزارهای مخصوصی دارد و با شیوههای رایجی که مردم برای فهم کلام عادی از آن استفاده میکنند متفاوت است. در ادامه در ضمن فرمایشات علامه طباطبایی قدّس سرّه خواهد آمد.
بنابراین تفسیر به رأی که از نظر عقل مذموم و در پیشگاه شرع ممنوع است، تنها این گونه موارد متشابه یا سراسر فرو رفته در ابهام را شامل میشود. بنابراین آنچه استاد بزرگوار بیان فرمودند ظاهرا از موضوع بحث جداست و عبارت پایانی ایشان- که خلاصه سخن اوست- نیز به همین مطلب اشاره دارد.
دیدگاه علامه طباطبایی درباره تفسیر به رأی
استاد علامه طباطبایی قدّس سرّه میفرماید: «اضافه در کلمه «برأیه» اختصاص، تک روی و استقلال طلبی را افاده میکند؛ یعنی مفسر هنگام تفسیر قرآن، تنها به ابزاری که برای فهم کلام عرب در اختیار دارد بسنده میکند و آنگاه با مقایسه کلام خدا با کلام بشر، به تفسیر مبادرت میورزد. هر گاه بخشی از سخن گوینده- هر کس که باشد- بر ما عرضه شود، بی درنگ از اصول شناخته شده نزد همه برای کشف مقصود سخن او بهره میجوییم و با استفاده از آن اصول میگوییم: گوینده از این بخش سخنش، فلان معنا را اراده کرده است. درست همان شیوهای که در مورد اقرار یا شهادت و امثال آن به کار میبریم؛ زیرا بیان ما بر پایه دانستههای لغوی و مصداقهای شناخته شده کلام- اعم از حقیقت و مجاز- استوار است. اما کاربرد چنین شیوهای با بیانات قرآن روا نیست؛ زیرا قرآن کلامی است که در عین اینکه بخشهای آن جدای از هم است به هم پیوسته است و بنا به فرمایش امیر مؤمنان علیه السّلام «بخشی از قرآن توسط بخش دیگر گویا میگردد، و بعضی از آیات آن شاهد و قرینه آیات دیگر