تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٧٢ - تفسیر به رأی
چکیده بحث تفسیر به رأی
کوتاه سخن درباره شرح حدیث «من فسّر القرآن برأیه ...» اینکه: آنچه در این حدیث مد نظر است و از نظر شرع مورد مذمت یا منع قرار گرفته، در دو نکته خلاصه میشود:
اول؛ اینکه گروهی، آیهای از قرآن را انتخاب کنند و سپس تلاش کنند تا آیه را بر دیدگاه یا عقیده و مرام و مسلک ویژه خود تطبیق دهند، تا آن عقیده یا مسلک انتخابی خویش را از این رهگذر توجیه کنند یا بر گرایشها و عقاید مخصوص خودشان سرپوش نهند و آنها را در قالب تعابیر ویژهای بر عامه مردم تحمیل نمایند.
اینچنین اشخاصی- در واقع- از قرآن، به منظور به نتیجه رساندن اهدافشان پلی ساخته و هیچگاه در فکر تفسیر قرآن نبودهاند، و مصداق فرمایش امام صادق علیه السّلام که میفرماید: «فیخرّ بها أبعد ما بین السماء و الأرض» [١] یا «فلیتبوّا مقعده من النّار ..» قرار گرفتهاند.
دوم؛ تکروی و استبداد به رأی در مقام تفسیر قرآن؛ که شخص بدون توجه به شیوه اهل فن، در فهم معانی کلام- و خصوصا کلام خدا- سخن بگوید؛ زیرا برای دستیابی به مقصود کلام پروردگار، ابزار و شیوههایی وجود دارد که از جمله آنها مراجعه به گفتار سلف (صحابه و تابعان) و اطلاع یافتن بر مطالب رسیده از ایشان درباره آیات، بررسی اسباب نزول و همچنین شرایطی است که وجود آنها در مفسر ضروری است. نادیده گرفتن تمامی اینها و تنها بر فهم خود تکیه کردن مخالف شیوه همه دانشمندان- پیشینیان و معاصران- است، هر آنکه استبداد رأی بورزد هلاک خواهد شد و هر که به خدا نسبت دروغ دهد، از راه راست منحرف گردیده و درست به همین دلیل هر چند گاهی صواب گفته باشد، اشتباه کرده است؛ زیرا در انتخاب مسیر خطا کرده و راهی جز راه راست را پیموده است.
دیدگاه آیت اللّه خویی درباره تفسیر به رأی
استاد بزرگوار آیت اللّه خویی رحمه اللّه میفرماید: «تمسک به ظاهر لفظ- به شرط اینکه از روی دلیل و مستند به قواعد و اصول شناخته شده در عرف بوده و میان مردم رایج
[١] تفسیر عیاشی، ج ١، ص ١٧، شماره ٣.