تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ١٧٤ - شیوه پیامبر در بیان مفاهیم قرآن
تفسیر نماید.
بخش چهارم؛ برخی مسائل شرعی است
که قرآن به گونه فراگیر متعرض آن نشده و تنها گوشهای از آن را بیان داشته است؛ زیرا بیان گستره حکم منظور نبوده و صرفا بخشی از آن که مورد ابتلا- نسبت به شأن نزول- بوده، مطرح گردیده است.
این گونه بیانات قرآنی مجمل گونه است و تفصیل و دامنه گستره آن را، سنت به عهده دارد.
مثلا در قرآن حکم رجم محصن [١] نیامده، ولی سنت تفاصیل و جزئیات آن را بیان داشته است. نیز احکام مربوط به دیه قتل خطا و عمد در قرآن به صورت فراگیر بیان نشده، چون قتل، یا خطای محض یا شبه عمد و یا عمد محض است، که در مورد اول، دیه مقتول بر عهده عاقله [٢] قاتل است و در مورد دوم، بر عهده خود قاتل است و در مورد سوم، حکم شارع قصاص است مگر آنکه اولیای مقتول به دیه رضایت دهند و یا قاتل را ببخشند.
بیان فراگیری حکم و به دست آوردن تفاصیل آن بر عهده روایات است تا بیانات قرآن را کامل کند و ابهام آیات مجمل را روشن سازد. البته در صورتی که آیات در عین اجمال، در صدد بیان اصل تشریع نباشند.
بخش پنجم؛ جدا ساختن ناسخ از منسوخ
در قرآن تعدادی از احکام وجود دارد که در ابتدا تشریع گردیده و سپس نسخ شده است. برای تشخیص ناسخ از منسوخ چارهای جز مراجعه به سنت نیست؛ زیرا در خود قرآن هیچ راهی برای جداسازی ناسخ از منسوخ وجود ندارد خصوصا اینکه ترتیب کنونی آیهها و سورهها- حداقل در بعضی از موارد- با آنچه در زمان نزول بوده، تفاوت کرده است؛ از این رو برای شناخت وجه تمایز بین ناسخ و منسوخ آیات، هیچ منبعی جز سنت در دست نیست و به همین دلیل است که امیر مؤمنان علیه السّلام به یکی از قاضیان که در کوفه قضاوت مینمود فرمود: «آیا راه جداسازی ناسخ از منسوخ را میدانی؟ وی- در حالی که هیبت امام او را فرا گرفته بود- پاسخ داد: نه! آنگاه امام فرمود: بنابراین
[١] سنگسار زناکاری که دارای همسر است.
[٢] خویشاوندان.