تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٣٤١ - چهرههای بارز تابعان
عراق هجرت فرمود او دیگر حضرت را ملاقات نکرد (این امر در آینده روشن خواهد شد).
درباره سه امر بر حسن بصری خرده گرفتهاند:
١. تدلیس در نقل حدیث؛ که احیانا در سند یا متن تغییر میداد؛ ٢. انحراف او از امیر مؤمنان؛ که بعدا پشیمان شد؛ ٣. قدری بودن، چون گفته است: هر که عقیده به «قدر» را انکار کند، کافر است.
اکنون به بررسی این اتهامات و ارزیابی هر یک از آنها میپردازیم:
١. تدلیس
ابن حجر میگوید: «در بسیاری از موارد، احادیث را مرسل نقل میکرد و دست به تدلیس میزد. بزّاز میگوید: از گروهی حدیث نقل میکرد که از آنان حدیث نشنیده بود؛ مجاز گویی میکرد و میگفت: «حدّثنا و خطبنا» یعنی مطلب را به خودش نسبت میداد در حالی که مقصودش گروهی از پیروانش بودند که در بصره حدیث را شنیده یا در جلسه خطبه حضور داشتند» [١].
از ابو زرعه پرسیدند: آیا حسن از بدریون (صحابهای که در جنگ بدر شرکت داشتند) حدیث شنیده است؟ گفت: «آنان را دیده است؛ عثمان و علی را درک کرده است». سؤال شد: آیا از آن دو، حدیثی هم شنیده است؟ گفت: «نه، علی را در مدینه دیده است و پس از آنکه علی به کوفه و بصره هجرت کرد دیگر حسن با او ملاقات نکرد».
علی بن مدینی میگوید: «او علی را ندید مگر زمانی که حضرت در مدینه حضور داشت؛ و حسن [در آن زمان پسری خردسال بود. او نه از جابر بن عبد اللّه و نه از ابو سعید خدری و نه از ابن عباس، [از هیچ کدام حدیثی نشنیده است حتی ابن عباس را هرگز ندیده است؛ زیرا هنگامی که ابن عباس در بصره اقامت داشت، حسن در مدینه بود. و اما اینکه میگوید: ابن عباس برای ما در بصره خطبهای ایراد کرد، [مجازگویی است و] مقصودش این است که برای مردم بصره خطبه خواند؛ مانند گفتار کسی که میگوید: فلانی بر ما وارد شد، ولی مقصودش این است که به شهر ما و بر خانواده ما وارد شد- ابن مدینی ادامه میدهد:- از ابو موسی هم حدیثی
[١] ابن حجر، تقریب التهذیب، ج ١، ص ١٦٥، شماره ٢٦٣.