تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٣٩٥ - ویژگی تفسیر تابعان
بیشتری به خود اختصاص دادهاند.
٢. شکل یافتن، ثبت و تدوین تفسیر
تفسیر در عهد صحابه همچون عهد رسالت دست به دست میگشت و در سینهها ضبط میگردید؛ چون در ابتدای راه و به راحتی قابل دسترسی بود و تنها به شرح پارهای از واژههای قرآنی که برای برخی در آن زمان مفادش روشن نبود و اندکی ابهام داشت پرداخته بود. اما تفسیر به صورت منظم و مرتب و ثبت شده در ابواب خاص و به صورت مدون، در عهد تابعان یا تابعان تابعان آغاز شد؛ بدین صورت که یکی از تابعان، قرآن را- از آغاز تا پایان- نزد استاد خود میخواند و در هر آیه درنگ میکرد و از او درباره آیه و معانی آن میپرسید و مقاصد و اهداف آیه را از او جویا میشد و تا آن را در دفتر یا لوحی که با خود داشت ثبت نمیکرد، از آن آیه نمیگذشت.
بدین سان، تفسیر در آن عهد به وادی شکل یافتن و تدوین گام نهاد. مجاهد میگوید: «قرآن را سه بار بر ابن عباس عرضه داشتم؛ در هر آیه درنگ میکردم و میپرسیدم در چه مورد و چگونه نازل گشته است؟». ابن ابی ملیکه میگوید:
«مجاهد را دیدم که از ابن عباس درباره تفسیر قرآن پرس و جو میکرد و با خود لوحههایی داشت؛ سپس ابن عباس به او میگفت: بنویس و این کار او ادامه یافت تا اینکه تفسیر تمام قرآن را از وی پرسید؛ و به همین جهت است که گفتهاند: مجاهد داناترین تابعان نسبت به تفسیر است» [١].
ابن عباس در تربیت عکرمه میکوشید؛ در نتیجه او را نیکو تربیت کرد و خوب آموزش داد تا آنکه فقیهی توانا شد و سرآمد رجال روزگار خود در تفسیر و آشنا به معانی قرآن گردید. [٢]
قتاده در تفسیر کتابی داشته که شاید بزرگ و پر حجم بوده است و خطیب بغدادی و همچنین طبری در بیش از سه هزار مورد در تفسیرهای خود از آن استفاده
[١] این مطلب در شرح حال او گذشت.
[٢] ر. ک: شرح حال عکرمه در همین کتاب.