تفسیر و مفسران - معرفت، محمدهادی - الصفحة ٤٩٧
عقیده بودند میتوان از طاووس، عطاء، سعید بن جبیر و دیگر فقهای مکه یاد کرد» [١].
نقد و بررسی
آنچه از تاریخ و احادیث بدان گواهی میدهد این است که متعه در قرآن جایز شمرده شده و سنت پیامبر هم بر همان اساس استوار مانده و اصحاب نیز از دوران رسالت تا پایان خلافت ابوبکر و نیمه خلافت عمر بدان عمل میکردند که در این هنگام عمر متعه را تحریم و بر آن سختگیری کرد. تحریم عمر اسباب و عواملی داشت و عمر میپنداشت این عوامل به او اجازه میدهند تا دست به چنین اقدامی بزند.
١. مسلم از طریق عبد الرزّاق از ابن جریج از عطاء از جابر بن عبد اللّه انصاری نقل میکند که برای به جا آوردن عمره به مکه آمد. نزد او رفتیم. مردم سؤالاتی چند پرسیدند. سپس از متعه سؤال کردند. جابر گفت: «آری، ما در زمان پیامبر و ابوبکر و عمر، به ازدواج موقت دست میزدیم». نیز از ابن جریج نقل میکند که: «ابو زبیر به من گفت: از جابر بن عبد اللّه شنیدم که میگفت ما در زمان پیامبر و ابوبکر، با اندک اجرتی زنان را به ازدواج موقت در میآوردیم تا اینکه عمر به خاطر ماجرای عمرو بن حریث آن را منع کرد» [٢]. نیز در حدیث قیس از جابر است که گفت: «ما مجاز بودیم با اندک مزدی با زنان ازدواج موقت کنیم و سپس عبد اللّه این آیه را خواند: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ» [٣].
تمسک جستن او به این آیه بیانگر این نکته است که خداوند دوست دارد به رخصتهای شرعی درباره طیبات عمل شود تا اینکه از جانب شارع حکیم منعی برسد و این سخن، اشاره به این است که نهی عمر درباره یک حکم شرعی که ذاتا و بر حسب اطلاق نص شرعی تداوم دارد تأثیری ندارد.
[١] ابن حزم، المحلّی، ج ٩، ص ٥٢٠- ٥١٩، شماره ١٨٥٤.
[٢] صحیح مسلم، ج ٤، ص ١٣١.
[٣] «ای کسانی که ایمان آوردهاید، چیزهای طیّب و پاکیزهای را که خدا برای [استفاده شما حلال کرده، حرام مشمارید و از حد تجاوز نکنید که خدا تجاوزگران را دوست نمیدارد». مائده ٥: ٨٧. ر. ک: صحیح مسلم، ج ٤، ص ١٣٠.