نهج الولايه : بررسي مستند در شناخت امام زمان عليه السلام - حسن زاده آملي، حسن - الصفحة ٥٣ - حديث اشتقاق و بعضى اشارات و لطائف مستفاد از آن
نفسه كما اضاف الكعبة الى نفسه و الروح الى نفسه فقال بيتى و نفخت من روحى .
اى دل به كوى دوست گذارى نمى كنى *** اسباب جمع دارى و كارى نمى كنى
و ديگر سخن از تعبير شققت له اسما من اسمى است كه فرمود شققت نه جعلت يا تعبيرات ديگر مشابه آن اين اشتقاق , انشقاق و انفطار اسمى از ذات بى چون سبحان است اسمى بدان معنى كه گذشت , به خصوص اسمى اسمى و كلمتى عليا كه به حسب ذات و صفات و افعالش مظهر اتم و ناطق به اوتيت جوامع الكلم است كه چون مصدر و مصدر خود در فعال خود حميد و محمود است .
در اشتقاق ادبى كه ظل اين اشتقاق است چه صورتى در زير دارد آنچه در بالاستى است , هر صيغه مشتق , مصدر متعين به تعين خاصى است و صيغه فعله است كه بيان هيأت و چگونگى فعل مى كند كه ريخته شده خاصى است و زرگر را چون كارش ريخته گرى است و زر را به صيغه ها و هيأتهاى گوناگون در مى آورد صائغ مى گويند و در اين معنى نيكو گفته شد كه :
مصدر به مثل هستى مطلق باشد *** عالم همه اسم و فعل مشتق باشد