مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ١٣٧ - مشاهده
فراهم سازد، و از سوى ديگر، رنگ خاصى كه بحث تجربه عرفانى در ابنعربى دارد، شناسانده شود.
مشاهده
چنان كه بيان شد، آنچه با عنوان كشف و شهود در عرفان اسلامى و مكتب ابنعربى مطرح است، مهمترين مصداق تجربه دينى بهشمار مىرود. اين دو واژه، كه داراى معناى اصطلاحى نزديك به هم هستند، از سوى بزرگان عرفان، تحليل شده و درباره آن فراوان سخن گفتهاند. ابنعربى علاوه بر موارد پراكندهاى كه در فتوحات مكيه درباره مكاشفه و مشاهده بحث مىكند، دو باب از ابواب اين كتاب را به ايضاح مفهومى و بيان اقسام آن اختصاص داده است.[١]
آنچه ابنعربى در اين دو باب آورده، بيشتر جنبه اصطلاحشناسى دارد. وى در تعريف مشاهده مىنويسد:
المشاهدة عند الطائفة رؤية الأشياء بدلائل التوحيد ورؤيته في الأشياء وحقيقتها اليقين من غير شك؛
مشاهده نزد جماعت صوفيان، عبارت است از ديدن اشيا با دلايل توحيد و ديدن حق در اشياء و حقيقت مشاهده، همان يقين عارى از هر گونه شك است.[٢]
ابنعربى در اين عبارت، به سخن غزالى نظر دارد كه درباره مشاهده مىنويسد:
المشاهدة ثلاثة: مشاهدة بالحق وهي رؤية الأَشياء بدلائل التوحيد، ومشاهدة للحق وهى رؤية الحق فى الأَشياء، ومشاهدة الحق وهي حقيقة اليقين بلا ارتياب؛
مشاهده بر سه قسم است: مشاهده به حق كه عبارت است از ديدن اشيا با دلايل توحيد، و مشاهده براى حق كه همان ديدن حق در اشيا است، و مشاهده حق كه همان حقيقت يقين عارى از شك است.[٣]
از مقايسه اين دو كلام دانسته مىشود كه سخن ابنعربى در تعريف مشاهده، بهگونهاى
[١] ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ٢، باب ٢٠٩ و ٢١٠، ص ٤٩٤ - ٤٩٨.
[٢] همان، ج ٢، ص ٤٩٥.
[٣] محمد غزالى، الاملاء فى اشكالات احياء، ص ١٦.