مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ٢٣٤ - جمع ميان تشبيه و تنزيه
قائلگشتهاند. برخى از مشبّهه خداوند را به صورت نورى از انوار، بعضى به صورت سيماى انسانى جوان يا پير، و بعضى نيز او را به صورت حيوان تصوير كردهاند.[١]
در برابر اين دسته از متكلمان، كه مشبّهه نام گرفتهاند، فلاسفه و اكثر متكلمان، خداوند را از جسم بودن و لوازم و اوصاف آن منزه دانسته، هرگونه صفتى را كه سزاوار خداى سبحان نباشد، از او سلب كرده و او را منزه از آن مىدانند. از نظر ايشان آياتى از آن دست كه مشبّهه بدان تمسك كردهاند، آياتى متشابه است كه بايد آنها را تأويل برد و يا بدون اظهار نظر درباره معناى آنها به آنها ايمان آورد.[٢]
جمع ميان تشبيه و تنزيه
چنان كه اشاره شد، متكلمان يا اهل تشبيهاند و تنزيه را نفى مىكنند و يا قائل به تنزيه بوده، تشبيه را باطل مىدانند؛ اما ابنعربى در اين باره عقيدهاى خاص دارد و آن جمع ميان تشبيه و تنزيه است و توحيد راستين را در اين جمع مىداند. البته بايد توجه داشت كه مقصود ابنعربى از واژه تشبيه و تنزيه، با آنچه مراد متكلمان و فلاسفه است، تفاوت دارد. نزد آنان تشبيه، اثبات صفات مخلوقات و به ويژه امور جسمانى براى خداوند و تنزيه نفى اين صفات از او است، در حالى كه مقصود ابنعربى از تشبيه، تقييد و از تنزيه، اطلاق است. تنزيه نزد ابنعربى عبارت است از تجلى حق تعالى براى خود و به خود، كه در اين مقام، امرى متعالى و برتر از هر نسبت و صفتى است و تشبيه عبارت است از تجلى خداوند در صور موجودات خارجى در عرصه وجود.
فهم دقيق نظريه ابنعربى درباره جمع ميان تشبيه و تنزيه، نيازمند آشنايى با انديشه او درباره كل هستى است. ابنعربى هستى را امرى واحد، مطلق و بى نهايت مىداند. اين هستى مطلق، كه او آن را غيب مطلق مىنامد، در مرتبه ذات و سابق بر تجلى به اسما و صفات و تنزل به عوالم جبروت و ملكوت و ملك، امرى منزه از هر وصف و نسبت و نام و نشانى است. حق در اين مرتبه (مرتبه ذات)، دور از دسترس هر عقل انديشندهاى است. او درّ محجوبى است كه هيچ كس به حريمش راه نمىيابد. اين جنبه حق، مخفى و
[١] عبدالكريم شهرستانى، الملل والنحل، ص ٩٥ - ٩٩.
[٢] محسن جهانگيرى، محيىالدين عربى، ص ٢٧٧ - ٢٨١.