مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ١٠٩ - تمثيلى بودن زبان حاكى از تجربه دينى
بهتنهايى و براى خود صادق است و تحقيقاً از هر تلاشى براى نظام سازى يا استخراج لوازم منطقى طفرهمىرود.[١]
اما آموزه دوم، كه نام تقدير براى آن مناسبتر است، ابراز يك حال دينى متفاوت است كه در اين عبارت عهد جديد منعكس شده است:
نى بلكه تو كيستى اى انسان كه با خدا معارضه مىكنى؟ آيا مصنوع به صانع خود مىگويد كه چرا مرا اين گونه ساختى؟[٢]
به اعتقاد اتو آموزه تقدير در ارتباط مستقيم با يك تجربه دينى است، يك شهود دينى كه احساسى مينوى در برابر سرّ پرمخافت را در آدمى برمىانگيزاند. آدمى وقتى خود را در برابر سطوت و جلال و قدرت قاهر الهى، كوچك و ناچيز و حقير مىيابد، احساسى ويژه در او تبلور مىيابد كه در آن، همه چيز را از آن خدا و متعلق به او و تعيين شده از سوى او مىبيند. در اين شهود دينى، مخلوق، با وجود فعل، اراده، تدبير و عزمش، هيچ مىشود و به حساب نمىآيد. اين بيان مفهومى براى نشان دادن چنين احساس خضوع و كرنشى در برابر قهر و جلال خداوند است. در اين سو، ضعف تام و در آن سو، قدرت مطلق، در اين سو، پوچى انتخاب شخص و در آن سو، ارادهاى كه همه چيز را تقدير و تعيين مىكند قرار دارد. اين آن چيزى است كه بنده در تجارب دينى خود مىيابد و آن را بدين گونه در بيان خود ابراز مىدارد.[٣]
ديدگاه اتو درباره زبان دينى و ارتباط آن با تجربه مينوى، كه به عقيده او هسته مشترك همه اديان و بنيان و گوهر دين به شمار مىرود، پيچيده و فهم آن دشوار است. از يك سو، او زبان دينى را زبان تمثيلى مىداند و بر آن است كه آنچه در بيان اوصاف نومن گفتهمىشود، ايدهانگار و استعاره است و از سوى ديگر، زبان دينى را تعبيرى ازاحساسها و احوال دينى برمىشمارد كه نبايد در نظامى عقلانى قرار گيرد. هرگونهسعى در تبيين بيانات دينى با مفاهيم و آموزههاى فلسفى، موجب تحريف و سوءفهم آن مىگردد. اتو در اين مدعا، چنان كه خود تصريح كرده است، از انديشه
[١] Ibid., p. ٨٨.
[٢] رساله پولس به روميان، باب ٩، آيه ي ٢٠.
[٣] Ibid., p. ٨٩.