مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ٢٥ - زندگى و آثار (١٨٦٩ - ١٩٠٩م)
براى فراگيرى زبان آرامى[١] و عربى، در سال ١٨٩٥ به مصر، فلسطين و يونان مسافرت كرد. در قاهره با فرقه راست دينِ كاپتيك،[٢] از فرقههاى مسيحيت آشنا شد و به شدت تحت تأثير زيبايى مراسم اين فرقه قرار گرفت. او در يكى از نامههايش مىنويسد:
گويى قطعهاى از زندگى كليساى اوّليه، در برابر چشمان من تحقق يافته است.[٣]
نخستين برخورد او با اسلام، در ملاقات با چند درويش بود، كه ملاقات چندان مثبتى نبود؛ زيرا اتو آنان را كسانى ديد كه از مرام خود براى به دست آوردن پول و ثروت استفاده مىكنند. اما نكته مهم آن است كه اتو در مقام توصيف مراسم همين درويشها به دنبال يافتن ارتباط آن با منظومه احساس دينى است. به نظر مىرسد اين تجربه نخست اتو از اسلام، در برداشت بعدى او از اين دين، به منزله آيينى كه در آن، عناصر عقلانى دين مغلوب و تحت سيطره عناصر غير عقلانى است، تأثير فراوانى داشته است. چنان كه خواهيم ديد، اعتقاد راسخ اتو آن است كه هرچند گوهر دين را عناصر غير عقلانى آن تشكيل مىدهند، اما رشد و تكامل يك دين، مرهون عقلانيتى است كه با آن همراه مىگردد. از نظر او، مسيحيت درست به همين علت (انضمام عناصر عقلانى در آن به عناصر غيرعقلانى دين) دينى كامل و برتر به شمار مىرود. به هر حال، وى اين احساس بد خود از اسلام را در مفهوم امر قدسى نيز نشان مىدهد.[٤] در آنجا مىنويسد:
اسلام نيز آرزو براى نجات و تجربه نجات را مجسم مىسازد. در اين دين، نجات، تنها اميد براى لذتهاى بهشت نيست، بلكه حياتىترين عنصر در اسلام، خود «اسلام» است؛ يعنى تسليم شدن در برابر اللّه كه صرف وقف كردن اراده خود براى خدا نيست، بلكه در عين حال، دست يافتن به يك حال خدايى در روح [فنا] در اينجا و اكنون است، و اين غايت شوق و تلاش است، يك حالِ روحى كه هم اكنون رستگارى است [نه آنكه موجب رستگارى در آخرت شود] و مىتواند شخص را چنان به وجد آورد كه از خود بىخود گردد و مىتواند چنان رشد يابد كه به يك لذت عرفانى برسد.[٥]
[١] زبان باستانى ساكنان شامات و بينالنهرين، كه عيسى بدان تكلم مىكرد.
[٢] Coptic Otrhodoxy.
[٣] Almond, Rudolf Otto, p. ١٢.
[٣] See: e.g., Rudolf Otto, The Idea of the Holy, Translated by John W.Harvey, London, Oxford university, ١٩٥٨, pp. ٧٥, ٨٩, ٩٠, ٩١.
[٥] Ibid., p. ١٦٦. See also pp. ١٩٠, ١٩١.