مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ١٣٩ - مكاشفه
ناگفته نماند كه گفتههاى بزرگان عرفان، در بيان اصطلاحات عرفانى يكسان نبوده، گاه اختلافاتى ميان آنها وجود دارد؛ مثلاً خواجه عبداللّه انصارى در منازل السائرين مىنويسد:
المشاهدة سقوط الحجاب بتاً؛
مشاهده آن است كه هر گونه حجابى [ميان بنده و حق] كنار رود.[١]
در اين بيان، خواجه انصارى، مشاهده را همان رؤيت ذات حق مىداند كه هنگام فناى ذات و سقوط همه حجابها تحقق مىيابد و اين همان قسم سوم از اقسام مشاهده در كلام ابنعربى است كه نام رؤيت را به آن اختصاص داده است. روشن است كه مشاهده، همان زوال حجاب نيست، بلكه امرى است ملازم با زوال حجاب. اين تعريف، در واقع تعريف شىء به لازم آن است.
مكاشفه
ابنعربى درباره مكاشفه مىنويسد:
اعلم ان المكاشفة عند القوم تطلق بإِزاء [تحقيق] الأَمانة بالفهم وتطلق بإِزاء تحقيق زيادة الحال وتطلق بإِزاء تحقيق الإِشارة؛
بدان كه مكاشفه نزد جماعت صوفيان بر سه معنا اطلاق مىشود: تحقيق امانت به فهم، تحقيق زيادت حال و تحقيق اشاره.[٢]
اين تعريف نيز ناظر به عبارت غزالى است كه مكاشفه را سه قسم مىداند: مكاشفه علمى كه تحقيق اصابت به فهم است، مكاشفه حال كه تحقيق ديدن زيادت حال است و مكاشفه توحيدى كه تحقيق صحت اشارت است.
وهي ثلاث: مكاشفة بالعلم وهي تحقيق الإِصابة بالفهم، ومكاشفة بالحال وهي تحقيق رؤية زيادة الحال، ومكاشفة بالتوحيد وهي تحقيق صحة الإِشارة.[٣]
چنان كه از هر دو عبارت به دست مىآيد، مكاشفه نزد صوفيان و نيز ابنعربى
[١] خواجه عبدالله انصارى، منازل السائرين، به اهتمام على شيروانى، ص ١٢٤.
[٢] ابنعربى، الفتوحات المكيه، ج ٢، ص ٤٩٦.
[٣] محمد غزالى، الاملاء فى اشكالات الاحياء، ص ١٧.