مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ٢٦٤ - فصل چهارم ويژگىهاى متعلق تجربه دينى
نقدِ تأكيد فراوان اتو بر جنبه تعالى و نامحدود بودن خدا، بيان مىكند كه بايد ميان جنبههاى محدود و نا محدود قدسى جمع كرد و با دو چشم[١] به او نگريست[٢] و اين همان تعبيرى است كه درباره شهود وحدت در كثرت و كثرت در وحدت به كار مىرود كه عارف بايد دوبين باشد، نه خلق او را از حق محجوب دارد و نه حق از خلق.[٣]
الياده نيز، كه به گونهاى پيرو اتو است، در تأكيد بر تجليات اين جهانى امر قدسى، در بسيارى از نوشتههاى خود كوشيد جنبه تشبيهى امر قدسى را نمايان سازد. به باور او همه چيز مىتواند تجلى و آيت امر قدسى باشد و قدسى خود را در آن جلوهگر سازد.[٤]
ديدگاه ابنعربى در جمع ميان دو بعد تنزيه و تشبيه حضرت حق، به ديدگاه كسانى چون فارمر و الياده نزديكتر است تا رودلف اتو.
دوم: مهمترين مفهوم نزد ابنعربى در توصيف حق تعالى، وجود است. از نظر او متعلق تجربه عرفانى هستى مطلق است كه عارف بر حسب مرتبه سلوك خود، تجلى خاصى از او را مىيابد و در نهايت، به تجربه فناى در ذات احديت راه مىيابد كه البته مرتبهاى متأخر از غيب مطلق است كه كسى را بدان راهى نيست.
اما الاهيات اتو بر مفاهيم وجودى تكيه ندارد. او متعلق تجربه مينوى را با اوصافى چون سرّ، عظيم، جليل، دلربا، هيبتانگيز و كاملاً ديگر توصيف مىكند كه از نظر ابنعربى مربوط به تجليات اسمايى حضرت حق است و ذات او را كه هستى مطلق است، نشان نمىدهد، هر چند برخى از مفسران اتو بر آنند كه امر قدسى از نظر اتو، مبناى وجود،[٥] معناى وجود[٦] و حقيقت وجود[٧] است، گرچه خود اتو اين مفاهيم را به كار نبرده است.[٨] شايد اين اختلاف تعبير، متأثر از زمينه عرفانى متفاوتى است كه ابنعربى و اتو در آن مىزيستهاند.
[١] hinocalor vision of the holy.
[٢] Stephen B. Murray, Towards a Metaphysics of The Sacred, Meracel University Press ١٩٨٢, p. ٨٧.
[٣] همين نوشتار، ص ٢٣٤ - ٢٣٥.
[٤] ميرچا الياده، رساله در تاريخ اديان، ترجمه جلال ستارى، ص٤٢٩.
[٥] the ground of being.
[٦] the meaming of being.
[٧] the truth of being.
[٨] Murray, Towards a Metaphysics of The Sacred, p. ٨٣.