مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ١٣٥ - درآمد
از اين قبيل، با تأمل در اين آيه، ذهن را به تكاپو وامىدارد.
٢. ﴿قل إِنما أَنا بشر مثلكم يوحى إِلىَّ أَنّما إِلهكم إِله واحد فمن كان يرجو لقاء ربه فليعمل عملاً صالحاً ولا يشرك بعبادة ربّه أَحداً﴾؛ بگو: من فقط بشرى هستم مثل شما، (امتيازم اين است كه) به من وحى مىشود كه تنها معبودتان معبود يگانه است. پس هر كه به لقاى پروردگارش اميد دارد، بايد كارى شايسته انجام دهد و هيچ كس را در عبادت پروردگارش شريك نسازد.[١]
لقا به معناى ديدار است. آيات فراوانى از «ديدار پروردگار» سخن گفته و به صورتهاى گوناگونى به آن اشاره كردهاند، مانند ﴿لقاء الله﴾[٢] ، ﴿لقاء ربهم﴾،(٣ (لقاءربكم)،[٤] ﴿لقاء ربّه﴾،[٥] ﴿لقائه﴾[٦] و ﴿لقاءنا﴾.[٧]
آيه ياد شده، ديدار پروردگار را مقامى بلند مىشمارد كه شايسته است انسان به اميد دستيابى به آن تلاشى مستمر را آغاز كند كه هدف از آن، رهايى از دوزخ يا دست يافتن به بهشت و نعمتهاى آن نيست، بلكه ديدار پروردگار است. راه رسيدن به اين مقصد ارجمند نيز انجام كار نيك و اخلاص در پرستش خداوند است.
روشن است كه اين گونه آيات، مسلمانان را به تأمل درباره حقيقت ديدار پروردگار و سرّ مطلوب بودن و بلكه مطلوب نهايى بودن آن وامىدارد و پرسشهايى را پيش روى انديشمندان مىنهد؛ مانند اين كه: آيا ديدار پروردگار، علاوه بر آخرت، در دنيا نيز ممكناست؟ حقيقت اين ديدار چگونه است؟ ديدن خداوند چه تفاوتهايى با ديدن اجسام دارد؟ ديدار پروردگار چه احوالى را در انسان پديد مىآورد؟
٣. ﴿وكذلك نرى إِبراهيم ملكوت السموات والأَرض وليكون من الموقنين﴾؛ و اينچنين ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم، تا اهل يقين گردد.[٨]
اين آيه بيانگر آن است كه ابراهيم عليه السلام ملكوت آسمانها و زمين را ديد و اين ديدن
[١] كهف (١٨)، آيه ١١.
[٢] انعام (٦)، آيه ٣١؛ يونس (١٠)، آيه ٤٥؛ عنكبوت (٢٩)، آيه ٥.
[٣] انعام (٦)، آيه ١٥٤؛ روم (٣٠)، آيه ٨؛ سجده (٣٢)، آيه ١٤؛ فصلت (٤١)، آيه ٥٤.
[٤] رعد (١٣)، آيه ٢.
[٥] كهف (١٨)، آيه ١١.
[٦] كهف (١٨)، آيه ١٠٥؛ عنكبوت (٢٩)، آيه ٢٣؛ سجده (٣٢)، آيه ٢٣.
[٧] يونس (١٠)، آيه ٧، ١١ و ١٥؛ فرقان (٢٥)، آيه ٢١.
[٨] انعام (٦)، آيه ٧٥.