مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ١٣٦ - درآمد
موجب گشت او در زمره اهل يقين درآيد. يقينى كه در اين آيه مطرح است، همان است كه در آيه ﴿واعبد ربك حتى يأتيك اليقين﴾؛ (پروردگارت را عبادت كن تا يقين يابى)[١] عبادت و
بندگى خداوند، راه دستيابى به آن معرفى شده است. از آنجا كه رسيدن به مرحله يقين، در انحصار گروه يا اشخاص خاصى نبوده، همگان به سوى آن دعوت شدهاند، دانسته مىشود كه باب ديدن ملكوت آسمانها و زمين، كه بىشك نوعى ادراك مغاير با ادراكهاى متعارف است، به روى همگان گشوده است.
آياتى كه درباره معراج پيامبر صلي الله عليه و آله سخن مىگويند،[٢] مشاهده مقربان و اشراف علمى آنان بر كتاب ابرار را ياد مىكنند،[٣] از ديدن دوزخ توسط اهل يقين در دنيا سخن مىگويند،[٤] ايمان و تقوا را زمينه برخوردارى از فرقان مىشمارد[٥] وعده هدايت قلب به مؤمنان مىدهند،[٦] مجاهدت در راه خدا را موجب راهيابى و هدايت به سُبُل خداوند مىشمارند،[٧] و نهايتاً از مواجهه شهودى خداوند با يكايك آدميان سخن مىگويند[٨] و... دستمايه كافى براى پديد آمدن سنتى را فراهم مىآورد كه در اوج شكوه خود، در ابنعربى شرح و بيان يافته است.
از همينجا مىتوان دانست كه چرا در عرفان اسلامى بر بعد معرفتى تجربه عرفانى تأكيد شده است تا آنجا كه باطن شريعت، راهى به شمار آمده (طريقت) كه پايان آن، معرفت شهودى به هستى يگانه حق تعالى (حقيقت) است، همان گونه كه سرّ تأكيد انديشمندان غربى بر احوال و كم توجهى ايشان به بعد معرفتى تجربه دينى را بايد بيش از هرجا در مضامين عهد عتيق و عهد جديد جست وجو كرد.
در بررسى مبانى نظرى تجربه دينى (تجربه عرفانى) از ديدگاه ابنعربى، تلاش شد تا از يك سو، بر محورهايى تكيه شود كه زمينه بررسى تطبيقى با آراى اتو در اين باره را
[١] حجر (١٥)، آيه ٩٩.
[٢] اسراء (١٧)، آيه ١، نجم (٥٣)، آيه ١٨.
[٣] مطفقين (٨٣)، آيات ١٨-٢١.
[٤] تکاثر (١٠٢)، آيه ٥ و ٦.
[٥] انفال (١٨)، آيه ٢٩.
[٦] تغابن (٦٤)، آيه ١١.
[٧] عنکبوت (٢٩)، آيه ٦٩.
[٨] اعراف (٧)، آيه ١٧٢.