مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ١٠٢ - سرّ بيان ناپذيرى تجربه دينى
از نظر اتو، اين ديدگاه از جهتى درست و از جهتى نادرست است. به اعتقاد او فهم و ادراك تجربه مينوى، تنها به نحو بىواسطه و مستقيم و از طريق برخوردارى از آن امكانپذير است. كسى كه در طول عمر خود چنين تجربهاى نداشته است، نمىتواند از طريق شنيدن و خواندن اوصاف آن از زبان و نوشته ديگران، آن را بشناسد و به حقيقت آن پىبرد. از اين رو است كه اتو از كسانى كه فاقد احوال دينى بوده و نتوانستهاند بعد غيرعقلانى قدسى را در وجود خود احساس كنند، مىخواهد كه از خواندن كتاب او (مفهوم امر قدسى) صرفنظر كنند:[١]
ما خواننده را دعوت مىكنيم كه روح و جان خويش را متوجه حالتى از تجربه دينى كند كه در جوشش حالات ايمانى وجود دارد و در نهايت امكان منحصر به فرد است. تقاضا داريم هر كس نمىتواند چنين كند، هر كس چنين احوالى را در تجارب خويش نمىشناسد، به خواندن اين كتاب ادامه ندهد.[٢]
در عين حال، اتو معتقد است همگان نيرو، استعداد و زمينه ايجاد تجارب مينوى و احوال دينى را در خود دارند. هر چند اين قوه در افراد گوناگون از نظر شدت و ضعف متفاوت است، اما چنين نيست كه از اصل آن محروم باشند. او توانايى انسان در ادراك تجارب مينوى را به توانايى آدمى در زمينه موسيقى و ادراك زيبايىهاى خاص آن تشبيه مىكند كه هرچند در افراد متفاوت، به نحو مختلف بروز و ظهور دارد، اما اوّلاً همگان درجهاى از آن را دارند و ثانياً با تمرين و آموزش و طى برنامهاى مشخص مىتوان آن را پرورش داد. [٣] و[٤] از اين رو نمىتوان انسانها را در تجارب مينوى، به دو دسته متمايز
[١] Ibid., p. ٨.
[٢] Ibid.
[٣] Ibid., p. ٧٣.
[٤] اتو بر اساس مقايسه اين دو مورد (تجربه مينوى و تجربه موسيقيايى) توضيح مىدهد كه تجربه مينوى، هرچند در طول تاريخ، جلوههاى گوناگونى داشته و از خامى به پختگى سير كرده است، اما نمىتوان آن را داراى انواع گوناگون دانست. احساسهاى دينى، در طول تاريخ، تكامل مىيابند؛ اما نوع آنها تغيير نمىكند. همان احساسهايى كه در برابر جادو، جن، شيطان و گذشتههاى دور وجود داشت، اينك در برابر خدايى كه با اوصاف دقيق تحديد شده، وجود دارد. به اعتقاد او ترس انسانهاى اوّليه از نيروهاى شيطانى، همان ترس از خدا بوده كه در آنان اين گونه جلوه كرده بود، درست شبيه ذوق انسان در ادراك زيبايى موسيقى كه در اقوام وحشى به گونهاى و در انسان مدرن به گونهاى ديگر جلوه كرده، اما همه از يك منبع مىجوشد. او مىنويسد: «اگر قرار بود ما امروز به يك موسيقى كنفوسيوس گوش دهيم، احتمالاً براى ما تنها