مباني نظري تجربه ديني - الشیرواني، علی - الصفحة ٢٨٧ - مقايسه و ارزيابى
روى مىآورد. از سوى ديگر، همه هستى، مظهر اسما و صفات الهى است و بنابراين، پرستش هر پديدهاى در واقع، پرستش اسمى از اسما و تعينى از تعينات الهى است. البته همان گونه كه گذشت، اين امر به معناى تأييد و تجويز امورى مانند بت پرستى نيست، بلكه بدين معنا است كه حتى بت پرستان نيز به نحوى به نداى درونى خويش مبنى بر گرايش به مبديى قدسى پاسخ گفتهاند، هر چند چون آب را نديده، به سراب روى آوردهاند. به ديگر سخن:
مسجد و صومعه و بتكده و دير و كنيس *** هر كجا مىگذرى ياد دلآراى من است[١]
اين ديدگاه عرفانى توسط الياده با شواهد پديدارى فراوانى تأييد شده است. الياده[٢] در
تحقيق خود به اثبات مىرساند كه:
١. قداست همواره در موقعيتى تاريخى متجلى مىشود.[٣]
٢. در ميان تجليات قدسى، برخى موضعى و محلىاند، و برخى ساحت و تقديرى جهانى دارند.[٤]
٣. جايگزين شدن برخى از تجليات قدسى به جاى تجلى پيشين، به دليل آن بود كه سرآمدان مذهبى قوم، آن را آزموده و كاملتر و آرام بخشتر تشخيص داده بودند. درواقع، صورت يهوه بر صورت الهى بعل فزونى مىگرفت؛ چون نمودار قداست، بهنحوى كاملتر و تمامتر بود و زندگانى را بدون برانگيختن قواى بدوى، كه در پرستش بعل تمركز يافته بود، تبرك مىكرد و نمايشگر ساختار و تعادل معنوى و روحانىيى بود كه زندگانى آدمى و سرنوشتش در آن، ارزشهاى نوينى به دست مىآوردند، و همچنين تجربه كردن حيات مذهبى سرشارتر و ارتباط با حق را به نحوى خالصتر و كاملتر، آسانتر مىساخت.[٥]
ناگفته نماند كه اتو از آنجا كه برتعالى نومن تأكيد داشت و ديدگاههايش بيشتر تنزيهى بود، جلوههاى قداست در طبيعت را كمتر مورد توجه قرار داد. ويژگى مهم
[١] امام خمينى، به نقل از: هفت آسمان، شماره ٣ و ٤، ١٣٧٨، ص ٢.
[٢] ر. ك: ميرچا الياده، رساله در تاريخ اديان.
[٣] همان، ص ٢٤.
[٤] همان، ص ٢٥.
[٥] همان، ص ٢٦.