آموزه هايي از قرآن و حديث - دیاری بیدگلی، محمدتقی - الصفحة ١٢٥
واژه نامه
الف
آتى: آورد و عطا كرد. (٥)
آثَرَ: برگزيد، اختيار كرد. (١٣)
الآس: گياهى خوشبو (١٢)
آسى: يكى و برابر دانست. (١٠)
الآناء: ج أنى: ساعت، لحظه (٦)
آنَسَ: أنس و الفت گرفت. (٨)
ابْتَغى: جستجو كرد، طلب كرد. (٥)
أبْلى: كهنه كرد. (١)
أَبىــَ : امتناع ورزيد. (٤)
اتَّعَظَ: اندرز را پذيرفت و بدان عمل كرد. (٢)
أَثابَ: پاداش داد. (١٠)
اجْتَبى: برگزيد. (٥)
الاحتِضار: در بستر مرگ افتادن (١٤)
الإحْنَة: كينه (٩)
أحْصى: شمارش كرد. (١)
أحَلَّ: فرود آورد. (١١)
أخْزى: خوار كرد، رسوا كرد. (١١)
الاخْتِبار: آزمايش (١٥)
ادّخَرَ: ذخيره كرد. (١١)
الأَدواء: ج الدّاء: درد، بيمارى (١)
الأذلَّة: ج الذّلول: رام، نرم (١٣)
الأُذُن: گوش (در اينجا: زودباور) (١٤)
[٢]
الأَذى: آزار، اذيّت (١٠)
ارتَدَّ: بازگشت. (١٣)
ارْتَقَبَ: انتظار كشيد. (١٢)
الأَزْيَن: زيباترين، شايسته ترين (٦)
اسْتَجابَ: اجابت كرد، پذيرفت. (١١)
استَخْلَصَ: خالص و پاكيزه گردانيد. (٥)
استَعاذَ: پناه برد. (٢)
الأسْنى: والاترين، رفيع ترين (٧)
أشْعَرَ: پوشاند، پر كرد. (١٣)
أشْفَقَ: ترسيد و حذر كرد. (٤)
الأصاغر: ج الأصغر: كوچكتر (١٤)
أَصبَحَ: گرديد. (٨)
الإصْر: سنگينى (٣)
اصْطَفى: برگزيد، ممتاز ساخت. (٥)
اضْطَرَّ: به اجبار كشاند. (٩)
أَضَلَّ: گمراه كرد. (١)
أطافَ به: دور او را گرفت. (٦)
اعتَصَمَ: چنگ زد، متوسل شد. (٧)
أَعَدَّ: آماده كرد. (٤)
الأَعْدى: دشمن ترين (٤)
الأغلال: ج الغُلّ: زنجير (٣)
أَفْلَحَ: رستگار شد. (١٢)
الأَفْواه: ج فاه (فَم): دهان (در اينجا: زبان) (٧)