مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - آيا وحدت در تثليث قابل قبول است؟
ابوالعلم و ابوالعلاء و به صاحب ماشين، ابوالسيّاره و به جابر بن حيّان، پدر علم شيمى اطلاق مىشود.
هرگاه كلمه «اب» در چنين معانى استعمال شود، كلمه «ابن» نيز به قرينه مقابله در معناى مخلوق و مملوك و امثال آن استعمال مىشود.
در مورد كلمه «روحالقدس» كه در اصل لغت به معنى روح پاك است، اطلاق بر روح ايمان و سكينهخاطر و فرشته وحى و پيامبرى كه بعد از حضرت مسيح مىآيد، بسيار مناسبتر است از اينكه اطلاق بر خدا شود.
خلاصه اينكه هم معناى اصلى اين الفاظ و هم موارد استعمالات فراوان آنها در كتب عهد جديد و عهد قديم، گواهى مىدهد كه منظور از آنها به هيچوجه خدايان سهگانه نيست.
آيا وحدت در تثليث قابل قبول است؟
چنانكه اشاره شد، كليسا كه بدعتگذار مسأله تثليث است اصرار دارد كه آن را با توحيد تلفيق كند و اين يكى از مهمترين بنبستهايى است كه كليسا با آن مواجه است، زيرا «مساوى بودن يك با سه»، مسأله عجيبى است كه عقل از قبول آن ابا دارد.
آنان براى رهايى از اين بنبست، راههاى مختلفى را مىپيمايند كه هيچيك از آنها نتيجه قابل ملاحظهاى در بر ندارد، از جمله:
١. پروتستانها و جمعى ديگر معتقدند كه اين مسأله از اسرار