مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - آيا وحدت در تثليث قابل قبول است؟
اين توجيه نيز از جهات متعدّدى غير قابل قبول است، زيرا:
اوّلًا؛ براى «وحدت وجود» سه معنى گفته شده كه دو معناى آن باطل و يك معنى گرچه قابل قبول است، ولى ارتباطى به محلّ بحث ما ندارد؛ به اين ترتيب:
الف) «وجود» در خارج يك واحد شخصى قائم به ذات است و غير از اين وجود واحد شخصى، هيچ وجود ديگرى نداريم و كثرت در ماهيّات امكانى است و آنها عبارت از يك سلسله امور اعتبارىاند كه به آن وجود واحد انتساب و استناد پيدا كرده و از رشحه فيض او نمودى دارند. اين را در اصطلاح «وحدت وجود» مىنامند.
ب) «وجود» در خارج يك واحد شخصى بيش نيست و وجودات متعدّد و متكثّر، تطوّرات و شؤون آن وجود هستند.
بنابراين، تعدّد و تكثّر از تطوّر همان يك وجود واحد شخصى حقيقى بروز و ظهور مىكند، پس هر چه هست همان يك وجود شخصى و تطوّرات آن است و غير از آن در صحنه خارج هيچ نيست و بنابراين مسلك، ماهيّت امر ديگرى (ولو اعتبارى) در مقابل وجود نمىباشد و اين را اصطلاحاً «وحدت موجود» مىنامند.
بطلان اين دو عقيده در فلسفه به ثبوت رسيده است.
ج) وحدت مفهوم وجود، به اين معنى كه اگرچه در خارج وجودات متكثّر داريم، وجود واجب كه نامحدود از هر جهت است و وجودات امكانى كه محدود از هر جهت مىباشند، ولى