مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤ - ولادت و نسب مسيح
فرد جسمانى (زوجين) و وضع خاصّ دستگاه تناسلى است كه ابداً چنين چيزى در مورد خداوند مفهوم ندارد. افزون بر اينكه خود كليسا تصريح مىكند كه منظورش اين نيست.
بنابراين بايد منظور از تولّد، ولادت روحانى باشد چنانكه گاه خود آنها تصريح مىكنند كه «جنبه ناسوتى مسيح از مريم و جنبه لاهوتى او از خداست».
در اينجا نيز اين سؤال پيش مىآيد كه آيا تولّد روحانى معنايى جز اين مىتواند داشته باشد كه مسيح «آفريده شايسته» خدا و «بنده خاصّ» اوست و الفت شديدى ميان او و خداوند است؟
بديهى است به كار بردن كلمه «ابن» در اين معنا جنبه مجازى دارد نه حقيقى. همچنين مىتوان همين معنى را در مورد ساير بندگان و فرستادگان خاصّ خدا به كار برد و اختصاص به مسيح ندارد؛ جز اين معناى ديگرى براى فرزند روحانى متصوّر نيست.
از اينها گذشته، عقيده آنها به تثليث و وحدت خدايان سهگانه و اتّحاد آنها در رتبه و مقام و مرتبه كه در بحث تثليث مشروحاً گفته شد، به هيچوجه با اين مسأله سازگار نيست چه اينكه هر سه اقنوم از نظر آنها داراى يك مقام و مرتبهاند و با اين حال اختصاص يكى بهعنوان «اب» و ديگرى به «ابن» به هر معنى كه باشد صحيح نيست.
ثانياً شواهد فراوانى در كتابهاى عهد قديم و عهد جديد وجود دارد كه ثابت مىكند كلمه «ابن» (پسر) كراراً به غير مسيح نيز اطلاق شده است و در همهجا به معناى بنده خاص و آفريده ممتاز خدا