مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٣ - ولادت و نسب مسيح
عيسى در اناجيل تنها از جهت «توجّه خاصّ خداوند نسبت به او» و «ولادت غير عادى او» بوده و به اين ترتيب، نسبنامه مذكور كه متن اصلى دو انجيل معروف است، بر تمام خرافات و اوهامى كه كليسا درباره تولّد مسيح به هم بافته خطّ بطلان مىكشد.
توضيح اينكه: كليسا اصرار بسيار زيادى دارد كه تولّد غير عادى مسيح را دستاويزى براى اينكه او فرزند خداست قرار دهد و در همهجا سخن از «خداى پدر» و «خداى پسر» به ميان مىآورَد و تعبيراتى كه در اناجيل به عنوان اب و ابن (پدر و پسر) وارد شده نيز شاهدى بر مدّعاى خود مىداند.
قابل توجّه اينكه بسيارى از آنها تصريح مىكنند كه لقب «ابناللّه» (پسر خدا) مخصوص عيسى است و به هيچ كس ديگرى اطلاق نمىشود. در قاموس مقدّس مىخوانيم: «لفظ پسر خدا يكى از القاب منجى و فادى ماست كه بر شخص ديگرى اطلاق نمىگردد، مگر در جايى كه از قراين معلوم شود كه قصد از پسر حقيقى خدا نيست». [١]
در حالى كه اين موضوع كاملًا مردود است، يعنى هم از نظر عقلى باطل است و هم از نظر مندرجات اناجيل، زيرا:
اوّلًا كليسا نتوانسته است اين موضوع را روشن سازد كه معناى «پسر خدا» يا «ابناللَّه» چيست؟
مسلّماً منظور «تولّد جسمانى» نيست، زيرا آن نيازمند وجود دو
[١]. قاموس مقدّس، ص ٣٤٥.