مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٢ - ولادت و نسب مسيح
همه قابل جمع است، زيرا از مجموع عبارات مذكور استفاده مىشود كه يوسف پدر حقيقى مسيح نبود، بلكه ناپدرى او محسوب مىشد كه گاهى در عرف، مجازاً بر او «پدر» اطلاق مىكنند.
اطلاق شوهر به يوسف نيز به مناسبت نامزدى او بود، زيرا از عبارات انجيل متّى كه در بالا آورديم برمىآيد كه يوسف بعداً با او ازدواج كرد و تا هنگام تولّد عيسى با او همبستر نشد (منظور از رها كردن مريم نيز ظاهراً به هم زدن نامزدى بوده است).
اسناد تولّد مسيح به روحالقدس از اين نظر است كه روحالقدس وسيله و واسطهاى بوده براى تولّد مسيح.
و اطلاق پسر خداوند بر او نيز از اين نظر است كه اين فرمان از طرف او صادر و بهوسيله فرشته او اجرا شده است، چنانكه در انجيل لوقا تصريح گرديده: «روحالقدس بر تو خواهد آمد و قوّت حضرت اعلى بر تو سايه خواهد افكند از آن جهت آن مولود مقدّس پسر خداوند خواهد شد».
٢. يوسف در مدّت حمل مسيح با مريم نزديكى نكرد و مسيح از مريم باكره متولّد شد، ولى بهطورى كه از عبارات ديگر اناجيل برمىآيد مريم پس از عيسى فرزند ديگرى آورد كه گاهى «برادر خداوند» بر او اطلاق مىشود (البتّه منظور از خداوند همانا راهنما و صاحب و سرور است و مراد از برادر، برادر مادرى است).
٣. در جملههاى صريحى كه در عبارات دو انجيل فوق در مورد تولّد مسيح وارد شده، بهخوبى برمىآيد كه اطلاق پسر خداوند بر