مسيحيت در دنياى كنونى
(١)
پيشگفتار
٧ ص
(٢)
پيش آهنگان استعمار!
٧ ص
(٣)
مذاهب بزرگ دنيا
١١ ص
(٤)
آيين مسيحيّت
١٣ ص
(٥)
1 فرقه كاتوليك
١٣ ص
(٦)
3 فرقه پُروتِستان
١٥ ص
(٧)
2 فرقه ارتودكس
١٤ ص
(٨)
بررسى اناجيل چهارگانه و كتب ديگر مسيحيان
١٩ ص
(٩)
1 انجيل مَتّى
١٩ ص
(١٠)
2 انجيل مُرقُس
٢٠ ص
(١١)
3 انجيل لوقا
٢٠ ص
(١٢)
4 انجيل يوحنّا
٢١ ص
(١٣)
آيا اناجيل كتابهاى آسمانىاند؟
٢٦ ص
(١٤)
محتواى اناجيل و ساير كتب عهد جديد
٤١ ص
(١٥)
ترك ازدواج در اسلام
٦٣ ص
(١٦)
دورنماى مسيحيّت
٦٧ ص
(١٧)
همه انسانها ذاتاً گناهكارند
٧٥ ص
(١٨)
بازخريد گناهان بشريّت با قربانى شدن مسيح!
٧٩ ص
(١٩)
توجيه مسأله فداء و نجات
٨٤ ص
(٢٠)
اسلام و موضوع نجات
٨٧ ص
(٢١)
چگونگى عقايد مسيحيان
٩١ ص
(٢٢)
شگفتىهاى توحيد و تثليث
٩٥ ص
(٢٣)
آيا وحدت در تثليث قابل قبول است؟
٩٩ ص
(٢٤)
خدايان سه گانه سرچشمه اصلى انواع انحرافات
١٠٣ ص
(٢٥)
شخصيّت مسيح از ديدگاه مسيحيان
١٠٦ ص
(٢٦)
ولادت و نسب مسيح
١٠٩ ص
(٢٧)
سرانجامِ زندگى مسيح
١١٦ ص

مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - آيا وحدت در تثليث قابل قبول است؟

است. يا اينكه رابطه اين سه، مانند جرم آتش و نور و حرارت آن است. يا اينكه رابطه آنها مانند رابطه روح و فكر و كلمه است كه به يك معنى سه و به يك معنى يكى مى‌باشند.

ناگفته پيداست اين‌گونه تشبيهات اگر براى مردم عوام كمى قانع‌كننده باشد، از نظر علمى كمترين ارزشى ندارد زيرا مى‌دانيم جرم خورشيد با نور و حرارت آن تفاوت بسيار دارد. «جرم» مادّه است و «حرارت» انرژى خاصّى است كه از امواج خاصّى كه تعداد آن در هر ثانيه مقدار معيّنى است به وجود مى‌آيد و «نور» يك‌نوع انرژى ديگر است كه از امواج فوق‌العاده سريع‌تر توليد مى‌شود و هيچ‌يك از اينها عين ديگرى نيست، بلكه رابطه آنها با هم رابطه علّت و معلول است. جرم خورشيد علّت اصلى براى آنها محسوب مى‌گردد كه از تجزيه اتم‌هاى آن، انرژى نورى و حرارتى به وجود مى‌آيد- ساير تشبيهاتى كه گفته شد نيز از همين قبيل است.

بنابراين با اين مثال‌ها نيز مشكلى حل نخواهد شد.

٣. توجيه ديگرى كه براى مسأله وحدت در تثليث ممكن است گفته شود اين است كه:

همان‌طور كه جمعى از فلاسفه و عرفا معتقد به «وحدت وجود» بوده و ذات خدا را با موجودات از يك نظر متّحد مى‌دانسته‌اند، يعنى قائل به وحدت حقيقى و تعدّد اعتبارى بوده‌اند، ممكن است ميان خداى پدر و خداى پسر و روح‌القدس چنين اتّحادى قائل شد و دوم و سوم را مظهر اوّل، يا هر سه را مظهر يك ذات واحد بدانيم.