مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٧ - همه انسانها ذاتاً گناهكارند
و توكّل نماييم.
سپس در پايان اين درس اضافه مىكند:
خواننده گرامى اگر شما مىخواهيد از گناهان آمرزيده شويد به آن قربانى كه خدا تعيين نموده است يعنى عيسى مسيح تكيه كنيد تا نجات ابدى يابيد و رستگار شويد.
به اين ترتيب چنانكه ملاحظه شد مسيحيّت كنونى خود را در قيافه يك دستگاه «گناهبخشى»، اعمّ از گناه اوّلى ذاتى و گناهان ديگرى كه خود انسان بعداً مرتكب شده است نشان مىدهد و اگر مسأله تعليم و تربيت بشر و تكامل فضايل معنوى در كار باشد در درجه دوم قرار دارد؛ امّا در مورد تنظيم روابط اجتماعى و اصول زندگى خود را بيگانه نشان مىدهد (چنانكه بعداً شرح داده خواهد شد).
در هر حال اين قيافه ابتدايى از جهاتى قابل ايراد است:
١. نسل بشر يك نسل گناهكار معرّفى شده و اين موضوع علاوه بر آنكه ضربه شديدى به شخصيّت انسان مىزند، او را به گناه تشويق مىكند، زيرا ارتكاب گناه براى او نوعى بازگشت به فطرت ثانوى است كه از پدر و مادر اوّل به ارث برده است.
٢. گناهى كه براى بشر تعيين شده يك گناه ارثى و بىدليل است.
به فرض كه پدر و مادر اوّل مرتكب گناه شده باشند، به ما چه ارتباط دارد و چرا گناه آنها به همه جهان سرايت كرده و به دنبال آن، مرگ دامنگير انسان شد كه مفهومش اين است اگر گناهى نبود مرگى هم