مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦ - توجيه مسأله فداء و نجات
نجات عبارت از داشتن اعتقادات صحيح نيست، همچنين نجات عبارت از اجراى مراسم نيست بلكه نجات عبارت از يك تجربه اخلاقى، يك تجربه روحانى و بالاخره يك حيات جاودانى است. [١]
مختصر اينكه وى در كتاب خود موضوع فداء و نجات را بر خلاف آنچه در ميان مسيحيان معروف و مشهور است تفسير مىكند؛ تفسيرى كه با عقايد اسلامى سازش كامل دارد بلكه رنگ خاصّ اسلامى آن بهخوبى نشان مىدهد كه نويسنده كاملًا تحت تأثير تعليمات و كتابهاى اسلامى قرار گرفته است.
البتّه گفتنى است كه تفاسيرى امثال تفسير «كيدى الن» را هيچگاه نمىتوان بهعنوان قيافه مسيحيّت و تعليمات كليسا به حساب آورد، حتّى از تعبيرات خود او برمىآيد كه آنچه در اين كتاب آمده، بر خلاف عقيده اكثريّت مسيحيان است، امّا اين توجيهات و تفسيرها از يك واقعيّت مىتواند حكايت كند كه نويسندگان روشنفكر مسيحى دارند به زشتى تعليمات كليسا و سوءِ آثار آن در مورد مسأله فداء و نجات كمكم آشنا مىشوند.
ولى چگونه مىتوان سرچشمه اصلى گناه را قلب انسان دانست با اينكه كتب مقدّسه آنان صريحاً مىگويد:
بهواسطه يك آدم، گناه داخل جهان گرديد و به گناه موت و به اينگونه موت بر همه طارى گشت از آنجا كه همه گناه كردند. [٢]
[١]. از سرگردانى تا رستگارى، ص ٤١- ٤٥.
[٢]. رساله پولس به روميان، باب ٥، جمله ١٢- ١٤.