مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٥ - خدايان سه گانه سرچشمه اصلى انواع انحرافات
اديان آسمانى شده، از موضوع انحراف از اصل توحيد سرچشمه مىگيرد و به همين دليل، پيامبران الهى نيز بيش از همه به تقويت اين اصل و از بين بردن ريشههاى شرك و بتپرستى در تمام اشكال و قيافههاى خود مىپرداختهاند.
لذا همين مسأله تثليث و مشتقّات و لوازم آن، قيافه مسيحيّت را بهكلّى دگرگون ساخته و همانطور كه در بحث آينده مشاهده خواهيم كرد، فساد آن نيز از مسأله خداشناسى به نبوّت سرايت كرد و اين پيامبر بزرگ خدا (مسيح) را در قيافهاى كه بهكلّى با قيافه اصلى مباينت دارد نشان داده است.
دامنه اين انحراف نيز به مراسم عبوديّت و مسائل اخلاقى و همه دستورهاى مذهبى كشيده شده و آنها را كاملًا مسخ و دگرگون كرده است. گناهبخشى، فروش مغفرتنامه، شفاعت به معنى غلط آن (يعنى بدون شايستگى و قابليّت محل و بدون تعليق بر اذن و قبولى خداوند) و پرستش مجسّمههاى مريم و مسيح و امثال اينها، همه از ميوههاى تلخ اين شجره خبيثه است.
بنابراين اگر ما ريشه همه انحرافات اساسى در مسيحيّت را در همين مسأله تثليث و غلو درباره مسيح بدانيم اغراق نگفتهايم.
موضوع جدايى علم از مذهب نيز كه نه تنها مخالفان مسيحيّت عنوان كردهاند بلكه بسيارى از مؤمنان به مسيحيّت آن را به رسميّت مىشناسند و صريحاً مىگويند نبايد انتظار داشته باشيم كه تمام مسائل مذهبى بر وفق عقل و علم باشد بلكه ممكن است با يكديگر