مسيحيت در دنياى كنونى - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٠ - آيا وحدت در تثليث قابل قبول است؟
است و بايد تعبّداً آن را پذيرفت و گفتوگو درباره اين موضوع بىثمر است. آنها به اين وسيله خواستهاند خود را از چنگال يك سلسله بحثهاى گيجكنندهاى كه مسلّماً به جايى نمىرسد و نتيجهاى جز پيچيدهتر ساختن موضوع ندارد، راحت كنند؛ غافل از اينكه تعبّد در چنين موضوع غير منطقى نيز مطلبى نيست كه عقل زير بار آن برود.
به عبارت ديگر، اعتقاد ما به حقّانيّت يك مذهب و اصول آن از استدلالات عقلى سرچشمه مىگيرد، پس چگونه مىتوان با استدلالات عقلى، مذهبى را اثبات كرد كه اصول غير عقلى دربر داشته باشد؟!
اعتقاد به وحدت اقانيم ثلاثه نوعى اعتقاد به اجتماع نقيضين (يا اجتماع ضدّين كه به اجتماع نقيضين منتهى مىشود) است و چنانكه در فلسفه خواندهايم، بطلان «اجتماع نقيضين» از بديهيّات است و مسألهاى است كه تمام مسائل نظرى و ضرورى سرانجام به آن بازمىگردد و بدون اعتقاد به بطلان اين موضوع، هيچ مسألهاى- اعمّ از ضرورى و نظرى- قابل اثبات نيست.
با اين حال چگونه ممكن است چنين مطلبى را تعبّداً و چشمو گوشبسته پذيرفت، يا آن را جزءِ اسرار دانست؟!
٢. برخى ديگر مىكوشند كه با ذكر مثالهايى سفسطهآميز، وحدت در تثليث را موجّه جلوه دهند. مثلًا مىگويند: رابطه سه اقنوم با يكديگر، مانند ارتباط جرم خورشيد و حرارت و نور آن