قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٠ - آغاز بتشكنى
جز بت بزرگ سرنگون، و دست و پايشان قطع شده، و خوار و ذليل بر روى زمين افتاده بودند! ولوله و غوغاى عجيبى به راه افتاد. خبر بسيار سريع در شهر پيچيد، و جشن بتپرستان تبديل به عزا شد. و همه به دنبال عامل اين كار بودند.
آيه ٥٩ سوره انبيا، پرسش بتپرستان را چنين مطرح مىكند:
«قَالُوا مَنْ فَعَلَ هَذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ»؛ (هنگامى كه منظره بتها را ديدند،) گفتند: هر كس با خدايان ما چنين كرده، به يقين از ستمكاران است!».
عدّهاى از بتپرستان كه روز قبل در جلسه مناظره و گفتگوى حضرت ابراهيم عليه السلام حضور داشته، و تهديدات آن حضرت را شنيده بوده، ولى آن را جدّى نگرفته بودند، به ياد سخنان حضرت ابراهيم عليه السلام افتاده، و گفتند:
«قَالُوا سَمِعْنَا فَتىً يَذْكُرُهُمْ يُقَالُ لَهُ إِبْرَاهِيمُ»؛ (گروهى) گفتند: شنيديم جوانى از (مخالفت با) بتها سخن مىگفت كه او را ابراهيم مىگويند».
«فتى» در لغت عرب دو گونه استعمال مىشود: ١. به معناى جوانمرد و با شخصيّت؛ شاعرى كه در مورد حضرت على عليه السلام گفته: «لا فتى الا على» منظورش همين معناست.
٢. به معناى نوجوان. و منظور بتپرستان معناى دوم است.
به هر حال پس از آن كه حضرت ابراهيم عليه السلام متّهم به بتشكنى شد دستور دستگيرى و احضارش صادر شد. توجّه فرماييد:
«قَالُوا فَأْتُوا بِهِ عَلَى أَعْيُنِ النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ»؛ (جمعيّت) گفتند: او را در برابر ديدگان مردم بياوريد، تا گواهى دهند».
جمله «لعلّهم يشهدون» دو معنا دارد:
١. «آنها كه سخن تهديدآميز ابراهيم عليه السلام را شنيدهاند بيايند و شهادت دهند» اين تفسير نشانگر آن است كه در بابل در آن زمان نيمه تمدّنى وجود داشت، كه سخن از شهادت دادن بر عليه متّهم به ميان آمده است.