قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٤ - داستان هجرت
آوردن به همجنسبازى بهخصوص لواط، و رواج اين كار زشت، تمام شهر را به فساد كشيده بودند. و ديگر بشارت فرزندى پاك و صالح به حضرت ابراهيم عليه السلام.
آيه بعد عكسالعمل ساره، همسر حضرت ابراهيم عليه السلام را به هنگام شنيدن اين خبر منعكس مىكند. مىفرمايد:
«فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِى صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِيمٌ»؛ در اين هنگام همسرش جلو آمد در حالى كه فرياد مىكشيد به صورت خود زد و گفت: (آيا پسرى خواهم آورد با اينكه) پيرزنى نازا هستم؟!».
«قَالُوا كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ»؛ گفتند: پروردگارت چنين گفته است، و او حكيم و داناست».
حضرت ابراهيم عليه السلام پس از دريافت اين خبر مسرّتبخش، از مأموريّت اصلى فرشتگان پرسيد:
«قَالَ فَمَا خَطْبُكُمْ أَيُّهَا الْمُرْسَلُونَ»؛ (ابراهيم) گفت: اى فرستادگان (خدا) مأموريت شما چيست؟».
«قَالُوا إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمٍ مُّجْرِمِينَ* لِنُرْسِلَ عَلَيْهِمْ حِجَارَةً مِّنْ طِينٍ* مُّسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُسْرِفِينَ»؛ گفتند: ما به سوى قوم مجرمى فرستاده شدهايم؛ تا بارانى از «گِلهاى متحجّر» بر آنها بفرستيم؛ كه از ناحيه پروردگارت براى اسرافكاران نشان گذاشته شده است».
حضرت ابراهيم عليه السلام كه از اين خبر محزون و ناراحت شد، تقاضاى عفو و بخشش و اعطاى مهلتى ديگر براى توبه و جبران به قوم لوط كرد. چرا كه آن حضرت انسانى بردبار و دلسوز بود. امّا اين شفاعت اثرى نداشت و پاسخ فرشتگان طبق آيه ٧٦ سوره هود چنين بود:
«يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ»؛ (گفتيم:) اى ابراهيم! از اين (درخواست) صرف نظر كن، كه فرمان پروردگارت