قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٦ - پيروى از نياكان ممدوح است يا مذموم؟
«بَل رَّبُّكُمْ رَبُّ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ الَّذِى فَطَرَهُنَّ وَأَنَا عَلَى ذَلِكُمْ مِّنَ الشَّاهِدِينَ»؛ بلكه (حق آوردهام) پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمين است كه آنها را آفريده، و من بر اين امر، از گواهانم». بتهاى سنگى و چوبى شايسته عبادت و پرستش و اداره جهان هستى نيستند، بلكه كسى لياقت اين امور را دارد كه خالق آسمانها و زمين است. به عنوان مثال، اگر شما و دوستتان از بيابان خشك و بىآب و علفى عبور نماييد و در وسط بيابان كاخ مجلّل و باشكوهى را مشاهده كنيد كه بهترين مصالح و زيباترين معمارى و عالىترين رنگآميزى و خوشسليقهترين نوع چينش وسايل در آن وجود دارد، سپس از دوست خود بپرسيد كه: سازنده اين كاخ مجلّل كيست؟ و او در پاسخ بگويد: فكر نمىكنم سازندهاى داشته باشد، بلكه تمام اين استحكام و زيبايى و هنر و سليقه محصول تصادف است! آيا در عقل و شعور او ترديد نمىكنيد؟ مگر ممكن است چنان كاخ مجلّلى بدون پديد آورنده باشد، هر چند ما او را نديده باشيم؟ مگر ما پديدآورندگان تخت جمشيد و ايوان مداين و طاق كسرى را ديدهايم؟ جواب منفى است؛ ولى به هدايت عقلمان از اثر پى به مؤثّر مىبريم. حضرت ابراهيم عليه السلام با استفاده از همين منطق مىخواهد بتپرستان و مشركان را به پديدآورنده جهان هستى رهنمون شود، و آنها را از ضلال مبين رهايى بخشد. ما هر چند خداوند را نديدهايم ونخواهيم ديد، ولى از آثار فراوان و نامحدودش پى به وجود او مىبريم.
هنگامى كه گفتگوى حضرت ابراهيم عليه السلام و بتپرستان به پايان رسيد، و حضرت ملاحظه كرد كه بتپرستان استدلالهاى متين و منطقى ابراهيم جوان عليه السلام را نپذيرفتهاند، و كار فرهنگى اثرى در آنها نگذاشته، تصميم گرفت در عمل به آنها نشان دهد كه بتها هيچ خاصيّتى نداشته، و قادر به انجام كوچكترين كارى نيستند.
در سوره انبيا به دنبال اين گفتگو، داستان بتشكنى حضرت ابراهيم عليه السلام