قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٥ - ٧ توكّل فوق العاده ابراهيم عليه السلام
و كسى كه مرا مىميراند و سپس زنده مىكند، و كسى كه اميد دارم خطايم را در روز جزا بيامرزد».
داستان پيشنهاد فرشتگان براى نجات او از آتش نمرود، و عدم قبول اين پيشنهاد از ناحيه آن حضرت در تواريخ ضبط است، و قبلًا به آن اشاره داشتيم.
ولى در عين حال به روايت جالبى در اين زمينه توجّه فرماييد:
«روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله به جبرئيل عليه السلام فرمود: آيا تو با اين قوّت و قدرت، هيچ وقت به زحمت و مشقّت افتادهاى؟ عرض كرد: بله، در سه مورد به زحمت افتادم:
١. روزى كه ابراهيم عليه السلام به سمت آتش افكنده شد، خداوند دستور داد او را قبل از رسيدن به آتش بگيرم. و فرمود: به عزّت و جلالم سوگند اگر قبل از رسيدن تو، در آتش بيفتد نامت را از دفتر فرشتگان محو مىكنم! من با سرعت به سمت او حركت كرده، در فاصله ميان هوا و آتش او را گرفته، و به ابراهيم گفتم:
حاجتى ندارى؟ گفت: از خدا آرى، امّا از تو نه!
٢. هنگامى كه ابراهيم عليه السلام مأمور ذبح فرزندش اسماعيل عليه السلام شد خداوند به من مأموريّت داد كه اسماعيل را نجات دهم و فرمود: اگر قبل از رسيدن تو، كارد گلوى اسماعيل را ببرد نامت را از دفتر فرشتگان حذف مىكنم! من با سرعت تمام به سمت آنها حركت كرده و كارد را از دست ابراهيم گرفتم، و گوسفندى را به جاى اسماعيل به او دادم تا ذبحش كند.
٣. هنگامى كه يوسف عليه السلام به چاه انداخته شد خداوند مرا مأمور حفظ او كرد، و فرمود: به عزّت و جلالم قسم اگر قبل از رسيدن تو به محلّ مأموريّت يوسف به قعر چاه بيفتد نامت را از ديوان ملائكه حذف مىكنم! با سرعت از آسمان به زمين نازل شده و قبل از آن كه يوسف عليه السلام به ته چاه برسد او را گرفته، و بر روى قطعه سنگى كه در ته چاه بود نهادم. در اين سه مأموريّت به زحمت و مشقّت افتادم». [١]
[١]. تفسير برهان، ج ٤، ص ٨٢٦، ح ٧١٦٢