قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٤
موجود بسيار زيبايى، كه تا آن روز به زيبايى او نديده بود، در درون خانه مشاهده كرد. پرسيد: تو كيستى؟ گفت: من مأمور مرگ و گرفتن جان انسانها هستم.
ابراهيم گفت: سبحان اللَّه چه كسى از ديدار و زيارت تو كراهت دارد، در حالى كه اين قدر زيبايى؟ ملك الموت گفت: اى خليلالرّحمان! هرگاه خداوند متعال نسبت به بندهاى اراده خير كند، مرا به صورتى زيبا به سوى او مىفرستد و اگر نسبت به آن بنده اراده شرّ كند، مرا به صورتى ديگر به سوى او خواهد فرستاد.
سپس ملك الموت جان ابراهيم عليه السلام را در شام گرفت». [١]
مدّت عمر آن حضرت را مختلف نوشتهاند. در حديثى آن را ١٢٠ سال، و در روايتى ١٧٥ سال، و در نقلى ٢٠٠ سال نوشتهاند. [٢] و محلّ دفن آن حضرت، در سرزمين فلسطين در «حبرون» است، جايى كه اكنون به شهر ابراهيم خليل معروف است. [٣]
پايان
[١]. بحارالانوار، ج ١٢، ص ٧٩، ح ٨
[٢]. تاريخ انبيا (محلّاتى)، ص ١٦٤
[٣]. همان مدرك، ص ١٦٥