قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٣ - على و هديه شبانه!
قضاوت كند، و نه اهل صدقه و زكات، كه اينها بر بنىهاشم حرام است».
اشعث كه از اين برخورد قاطع و تند امير زمامداران، دست و پاى خود را گم كرده بود، گفت: نه، هيچ كدام نيست، بلكه هديه است! هر مسلمانى حق دارد به مسلمان ديگر هديه دهد. [اين كار در واقع كلاه شرعى بود كه متأسّفانه در عصر ما نيز صورت مىگيرد، و رشوهخوارى، تحت عناوينى از قبيل: هديه، انعام، شيرينى، حق و حساب و مانند اينها تحقّق مىپذيرد].
حضرت كه چهره هزار رنگ اشعث را مىشناخت، به نيّت واقعى او واقف گشته، فرمودند: اشعث! آيا ديوانه شدهاى؟! يا عقلت را از دست دادهاى؟! يا هذيان مىگويى؟! تو نيمه شب با اين كاسه حلوا مىخواهى على را بفريبى، و او را به ظلم دعوت كنى، تا فردا به نفع تو حكم دهد! اشعث تو مرا با خود مقايسه كردهاى! بگذار تا خود را بشناسانم: «اشعث اين حلوا كه سهل است چون اين حلوايى كه من ديدم، گويا با آب دهان مار مخلوط گشته [اگرچه ظاهرى زيبا دارد؛ ولى باطنش بسيار كثيف است.] به خدا قسم اگر آسمانهاى هفتگانه را به على دهند تا بر مورچهاى ظلم كند، چنين نخواهد كرد».
حال، آيا دنيا با چنين زمامدارى امن و امان است، يا جهانى كه حاكمانش، هستى كشور خويش را در مقابل يك زن آلوده مصالحه مىكنند!؟ اين كجا و آن كجا!
آرى! ايمان به معاد آثار گرانقدرى دارد كه اگر پرتوى از آن در جامعهاى باشد، از رانتخوارى [١]، تبعيضهاى ناروا، ظلم و ستم، پروندههاى فراوان اختلافات و درگيرىها، رشوهخوارى، و پايمال كردن حقوق ديگران، و مانند آن اثرى نخواهد بود.
حضرت پس از بيان اين دو داستان عجيب، جملهاى بسيار زيبا و سرشار از عدالت به زبان مىآورد، كه جز على عليه السلام كسى نمىتواند بگويد، و شايسته است
[١]. منظور از رانتخوارى گرفتن امتيازات ويژهاى از حكومت است