قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٣ - ٧ پاسخ به دو پرسش ديگر
و ظلم و فسادشان بر كسى پوشيده نيست، نه تنها تأييد و تقويت مىكنند، بلكه آنها را اولواالامر و واجب الاطاعه مىشمرند!
٧. پاسخ به دو پرسش ديگر
الف) از آنچه در تفسير معناى امامت گفتيم، ممكن است اين سؤال مطرح شود كه: اگر كار امام «ايصال به مطلوب» و «اجرا كردن برنامههاى الهى» است، اين معنا در مورد بسيارى از پيامبران حتّى خود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ائمه طاهرين عليهم السلام در مقياس عمومى تحقّق نيافته، بلكه هميشه افراد بسيار آلوده و گمراهى در مقابل آنها وجود داشتند.
در پاسخ مىگوييم: مفهوم اين سخن اين نيست كه امام مردم را به اجبار به حق مىرساند، بلكه با حفظ اصل اختيار، و داشتن آمادگى و شايستگى مىتوانند از نفوذ ظاهرى و باطنى امام، هدايت يابند.
درست همانگونه كه مىگوييم خورشيد براى تربيت موجودات زنده آفريده شده است، يا اينكه قرآن مىفرمايد: «كار باران زندهكردن زمينهاى مرده است». [١] در حقيقت اين تأثير جنبه عمومى دارد، امّا در موجوداتى كه آماده پذيرش اين آثار و مهيّاى پرورش باشند.
ب) پرسش ديگر اينكه: لازمه تفسير فوق اين است كه هر امامى بايد نخست نبى و رسول باشد و بعد به مقام امامت برسد، در صورتى كه جانشينان معصوم پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله چنين نبودند.
در پاسخ مىگوييم: لزومى ندارد كه قبلًا شخص امام به مقام نبوّت و رسالت برسد، بلكه اگر كسى قبل از او باشد كه مقام نبوّت و رسالت و امامت در او جمع
[١]. سوره بقره، آيه ١٦٤