قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٠ - مقدّمات ساختن كعبه
بهسوى كعبه و محلّ نزول پرندگان كوچ كردند. ناگهان در وسط آن بيابان خشك و سوزان، با چشمه آب زلالى مواجه شدند. از آن عجيبتر، وجود يك زن و نوزاد شيرخوارش در كنار چشمه بود. از هاجر پرسيدند: «خانم! شما با يك كودك شيرخوار، تنها و بىكس، در اين بيابان خشك و بىآب و علف چه مىكنيد؟» گفت: «من همسر ابراهيم خليل عليه السلام و اين فرزندم اسماعيل است كه به فرمان خدا اينجا منزل كردهايم». گفتند: «اجازه مىدهيد در اينجا سكونت كنيم؟»، گفت: «مانعى ندارد».
قبيله جرهم نيز در كنار چشمه زمزم ساكن شدند. هر يك از اعضاى قبيله يكى دو گوسفند به هاجر دادند، بدينوسيله اموال زيادى براى او و فرزندش جمع شد. هاجر اكنون ديگر نه غصّه تنهايى را مىخورد، و نه نگران تشنگى خويش و فرزندش مىباشد، و نه مشكل غذا و سير كردن شكم خود و فرزندش را دارد. با اين مقدّمه به تفسير آيات مورد بحث مىپردازيم:
«رَبَّنَا إِنِّى أَسْكَنتُ مِنْ ذُرِّيَّتِى بِوَادٍ غَيْرِ ذِى زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ»؛ پروردگارا! من بعضى از فرزندانم را در سرزمين بىآب و علفى، در كنار خانهاى كه حرم توست، ساكن ساختم تا نماز را برپا دارند».
حضرت در اين قسمت از آيه شريفه، هدف از اسكان دادن هاجر و اسماعيل عليهما السلام را در كنار خانه كعبه، اقامه نماز بيان مىكند. و اين نشانگر اهميّت فوقالعاده و وصفناشدنى نماز- كه بهترين نوع راز و نياز با خداست- مىباشد.
حضرت پس از بيان هدف از مأموريّت مذكور، دست به دعا برمىدارد، تا در حال حاضر كه نمىتواند در كنار همسر و فرزند دلبندش باشد، و مشكلات آنها را از نزديك حل كند، لااقل دعايش بدرقه راه آنها باشد. فرمود:
«فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِى إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ»؛ تو دلهاى گروهى از مردم را متوجّه آنها ساز؛ و از ثمرات به آنها روزى ده، شايد