قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٤ - اهميّت حج
و نيز در حديث ديگرى از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مىخوانيم:
«الْحَجُّ المَبْرُورُ لَيْسَ لَهُ جَزاءٌ الَّا الجَنَّة؛
حجّ مقبول پاداشى جز بهشت ندارد!». [١]
و در حديث سوم از همان حضرت مىخوانيم:
«مَنْ حَجَّ الْبَيْتَ ... خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَومٍ وَلَدَتْهُ امُّهُ؛
كسى كه حج بجا آورد از گناه پاك مىشود، همانند روزى كه از مادر متولّد شده است». [٢]
و اين بزرگترين موهبت، و برترين افتخار و بالاترين پاداش است.
در اهميّت حج همين بس كه روح انسان در ضمن چند روز از عالم مادّه خارج شده، و به ملكوت اعلى مىرود. يكى از افسران رده بالاى ارتش كه مدالهاى فراوان روى سينهاش سنگينى مىكرد، گفت: «وقتى كه به ميقات رسيده، و لباسهاى عادى و معمولى روزمرّه را از تن بيرون كرده، و دو حوله احرام پوشيدم، احساس سبكى و راحتى عجيبى كردم»؛ آرى، پس از احرام و يكسان شدن همه انسانها، و به دست فراموشى سپردن كبر و غرور و خودخواهى و تكبّر و خودبرتربينى، انسان احساس ديگرى پيدا مىكند. در آنجا علاوه بر خداحافظى با لباسهاى دوختنى و زينتى، موهايت را نيز شانه نمىزنى، از كِرِم هم استفاده نمىكنى، از همسرت كه بر تو حلال است نيز فاصله مىگيرى، و حتّى نگاه عاشقانه و همراه با لذّت جنسى به او را ترك مىكنى. آن قدر روحانى و ملكوتى مىشوى كه آزارت به حشرات هم نخواهد رسيد، يك مورچه هم زير پايت له نمىشود، با ديگران جرّ و بحث و مجادله و مفاخره نمىكنى، در حرم صيد نمىكنى، گياه حرم را نمىكَنى، خون از بدنت خارج نمىنمايى، و حتّى قيافهات را در آيينه و هر جسم صيقلى ديگر به نظاره نمىنشينى. راستى كه آدمى از دنياى پست و مملوّ از پليدى و زرق و برق، دل
[١]. عوالى اللئالى، ج ١، ص ٤٢٧، ح ١١٤؛ صحيح بخارى، ج ٣، ص ٢
[٢]. همان مدرك، ص ٤٢٦، ح ١١٣