قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٧ - آغاز بتشكنى
مطرح شده است. امّا در سوره صافّات يكى دو آيه ديگر وجود دارد كه توجّه شما را به آن جلب مىكنم:
«فَنَظَرَ نَظْرَةً فِى النُّجُومِ* فَقَالَ إِنِّى سَقِيمٌ»؛ (سپس) نگاهى به ستارگان افكند، و گفت: من بيمارم (و با شما به مراسم جشن نمىآيم)». [١] روز جشن بُتها فرا رسيده بود. بتپرستان در چنين روزى غذاهاى چرب و لذيذى تهيّه كرده و آن را در بتخانه در كنار بتها قرار داده، سپس به صحرا و بيابان مىرفتند، و پس از تفريح و استراحت به بُتخانه باز گشته، و از غذاهاى مذكور به عنوان تبرّك استفاده مىكردند.
آنان براى شركت در آن مراسم از حضرت ابراهيم عليه السلام دعوت كردند. حضرت براى اين كه در جشن آنان شركت نكند و به كار مهمترى كه همان شكستن بتهاست بپردازد، مطابق عقيده بتپرستان فرمود: «اوضاع كواكب و ستارگان نشان مىدهد كه من بيمار خواهم شد، بنابراين نمىتوانم در جشن شما شركت كنم». آنها هم عذر حضرت ابراهيم عليه السلام را پذيرفته، و به سراغ كار خود رفتند.
آغاز بتشكنى
همانگونه كه گذشت مجموع آياتى كه در سوره انبيا و صافات در مورد داستان بتشكنى حضرت ابراهيم عليه السلام آمده در حدود چهل آيه است. حضرت وقتى كه مشاهده كرد استدلالهاى قوى و منطقى وى در مورد بيهوده بودن پرستش بتها، و بطلان آيين بتپرستى در فكر و ذهن جامد و خشك بتپرستان اثر نكرد، صريح و آشكار تهديد كرد كه بتهاى آنها را خواهد شكست. توجّه فرماييد:
«وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ»؛ و به خدا سوگند، در غياب شما،
[١]. سوره صافّات، آيه ٨٨ و ٨٩