قهرمان توحيد، شرح و تفسير آيات مربوط به حضرت ابراهيم( ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٣ - درسها و نكتهها
تمام ما سوى اللَّه (غير خدا) دست در دست يكديگر بدهند. شايد ساره قصد داشت با تبعيد هاجر و فرزندش از شام، آنها را دچار زحمت و سختى نموده، و در نهايت از چشم ابراهيم عليه السلام بيندازد؛ امّا خداوند اراده كرد آنها را عزيز كند.
بدين جهت، آنها نه تنها از چشم ابراهيم خليل عليه السلام نيفتادند، بلكه نام آنها در كنار كعبه جاودانه شد، و هر كس به زيارت آن خانه مقدّس مشرّف مىشود، ياد و خاطره آنها را گرامى مىدارد. از عجايب اين كه: در ضلع شمالى كعبه، حجر اسماعيل عليه السلام به صورت يك نيمدايره با مساحت حدود صد متر وجود دارد، كه مدفن حضرت اسماعيل و هاجر عليهما السلام است، و حجّاج به هنگام طواف نبايد از داخل آن دور بزنند، بلكه بايد از پشت آن حركت كنند، يعنى حجر اسماعيل مانند كعبه بايد داخل محدوده طواف قرار گيرد. آرى! اگر خداوند اراده كند كسى را عزيز كند، هيچ كس نمىتواند بر خلاف آن عمل نمايد.
برادران حسود يوسف عليه السلام او را در چاه انداختند تا نابودش كنند، امّا در همان چاه پايههاى سلطنت و عزّت و سربلندى حضرت يوسف عليه السلام بنا شد.
بنىاميّه، و در رأس آنها معاويه، تلاش گسترده و فراوانى كردند كه نام على عليه السلام را از صحنه گيتى محو كنند، و بدين منظور لعن و نفرين بر على عليه السلام را بر فراز منابر سنّت كرده، و اين كار را به صورت يك فرهنگ درآوردند، و هفتاد سال بر آن اصرار و مداومت ورزيدند و صداى هر كس كه در فضل على عليه السلام سخن مىگفت را در نطفه خفه كردند، و زبان ثناگويان على عليه السلام همچون ميثم تمّار را قطع كردند، امّا موفّق نشدند بر خلاف اراده خدا كارى كنند.
ابن ابى الحديد مىگويد: «چه بگويم درباره مردى كه دشمنان از حسادت، فضايلش را مخفى نموده و دوستانش از ترس، جرأت ابراز آن را نداشتند، اما امروز فضايلش شرق و غرب عالم را پر كرده است». [١]
[١]. پيام امام اميرالمؤمنين عليه السلام، ج ١، ص ٣١٣؛ الغدير، ج ١٠، ص ٢٧١