عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - قرآن و اثبات وجود خدا
سرانگشتان را نيز دوباره به همان صورت بازگرداند».
«أَيَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّن نَجْمَعَ عِظَامَهُ* بَلى قَادِرِينَ عَلى أَن نُسَوِّىَ بَنَانَهُ» [١]
موضوع تجديد ساختمان سرانگشتان با توجّهى كه اخيراً در مورد خطوط سرانگشتان شده خيلى پرمعنا است.
حتى براى رنگ حسى دادن به مسئله معاد گاهى انسان را متوجّه خلقت نخستين خودش مىكند و زمانى توجّه به دوران جنينى مىدهد و گاهى هم او را به سير طبيعت مىبرد كه چگونه خداوند زمينهاى مرده را زنده مىكند، چنانكه در سوره حجّ آيه ٥ و ٦ آمده است.
در اين جا ابتدا صحنه آفرينش انسان نخستين را خاك، سپس خلقت انسانهاى بعد را كه در آغاز نطفهاى تك سلولى هستند شرح مىدهد كه چگونه در ظلمتكده رحم پرورش مىيابند، بعداً زندگى و مرگ گياهان و حيات و مرگ مكرر زمين را در زمستان و بهار پيش مىكشد و معاد را به صورت يك قانون عمومى و همگانى در جهان آفرينش مجسّم مىسازد.
قرآن در مورد ضبط اعمال و حفظ آنها سخنانى دارد. گاهى زمين را يك بايگانى بزرگ اعمال مىشمارد «يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا* بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَهَا؛ آن روز زمين خبرهايش را باز مىگويد و به وحى و الهام الهى اين كار را انجام مىدهد» [٢].
و در جاى ديگرى پوست بدون و دست و پا را شاهد و گواه اعمال معرفى مىكند «وَ قَالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدتُّمْ عَلَيْنَا قَالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِى أَنْطَقَ كُلَّ شَىْءٍ؛ به پوستهاى بدن خود مىگويند چرا به زيان ما گواهى داديد مىگويند خدايى كه همه موجودات را به سخن در آورده ما را نيز به سخن درآورد (تا حقايق را بازگو كنيم» [٣].
ترديدى نيست كه توجّه به بقاى انرژى، و تغيير شكل آنها و بقاى اعمال و افعال انسان، وامكان استكشاف آنها از آثار باقيمانده در دل موجودات مختلف نداشت ولى قرآن با اشارات روشنى همه را بازگو مىكند.
[١]. قيامت، ٣ و ٤.
[٢]. سوره زلزلة، آيه ٤ و ٥.
[٣]. سوره فصلت، آيه ٢١.