عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٧٥ - ٣- لزوم بعثت انبيا از نظر قانون و اجتماع
و از طرف ديگر مىبيند اين كار به تنهايى از دستش ساخته نيست، زيرا اگر تنها به جنگ مشكلات برود يا پيروز نمىشود و يا سهم كمى نصيبش خواهد شد امّا به طور دسته جمعى نيروى طبيعت را بهتر مىتوان مهار كرد، به خاطر اين كه استعداد افراد متفاوت است و نيرويهاى افراد با همكارى بهره گرفت تا هر چه بيشتر پيشرفت نمود.
اين مطلب اختصاص به زندگى مادى ندارد بلكه در قسمت سرمايههاى معنوى و حقايق علمى نيز صادق است.
براى تحصيل ملكات فاضله و اخلاق عالى انسانى نيز راهى جز استفاده از نيروى همه افراد نيست، بنابراين
١- هر انسانى طبعاً مايل به تكامل است.
٢- ترقى و تكامل را با يك حساب روشن در «اجتماع» بهتر مىتوان يافت.
و با اين بيان معلوم شد كه علت اجتماعى بودن انسان را «مدنى بالطبع» بودن و يا «غريزه استخدام» نيست.
٢- زيربناى اجتماع و علل احتياج به قانون
ماهيّت اجتماع را بايد يك «قرار داد عمومى بر اساس تعاون و همزيستى» دانست و اگر كسى بپرسد در چه زمانى و در كجا اين قرار داد را امضا كردهايم؟ خواهيم گفت همين كه پس از پرورش در دل اجتماع و يافتن خود در مقابل اصول و مقرّرات آن بقاى در آن اجتماع را برگوشهگيرى اختيار كردهايم عملًا اين قرارداد عمومى را امضا نمودهايم.
پس از روشن شدن اين كه ماهيت اجتماع يك نوع «قرارداد» است بلافاصله سخن از «وظيفه» به ميان مىآيد زيرا هر قراردادى ايجاد وظيفه مىكند روى اين اصل هسته اجتماع كه بسته شد افراد جامعه در برابر يكديگر وظايفى پيدا مىكنند، و پاى وظيفه كه به ميان آمد «قانون» پيدا مىشود، زيرا: