عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٩ - چرا بعضى از دانشمندان علوم طبيعى منكر خدا هستند؟
اند براى اثبات خداشناسى استدلال نمودهاند.
٢- سنجيدن همه چيز با مقياس علوم طبيعى نيز اشتباه ديگر آنها بود آنها خيال مىكردند هر چيز با مقياس علوم طبيعى و آزمايش و مشاهده درست درنيامد وجود ندارد، در صورتى كه هر چيزى مقياس خاصى دارد، بنابراين غلط است كه گفته شود مثلًا «تا روح يا خدا را زير چاقوى تشريح نبينيم باور نمىكنيم» زيرا ابزراها و مقياسهاى علوم طبيعى مقياسهاى مادّى است و در ماوراى مادّه راه ندارد.
٣- بسيارى از آنها تمام صفاتى را كه براى خدا اثبات مىكنيم براى طبيعت ثابت مىدانند مثلًا مىگويند «طبيعت دريچههاى قلب را به اين جهت يك طرفه قرار داده كه خون از حفرههاى پايين قلب به حفرههاى بالا برنگردد و عمل گردش خون مختل نشود».
اين جاست كه مىبينيم براى طبيعت هدف، نقشه و علم قائل مىشوند در صورتى كه «طبيعت كور و كر» هدف و نقشه ندارد، به همين دليل ما اين دسته را «خداپرستان شرمگين» يعنى با اين كه حاضر نيستند اسم خدا را ببرندبه همه صفات او اقرار دارند و در واقع خداپرستند ولى به جاى نام «خدا» نام «طبيعت» را گذاردهاند.
٤- اين كه گفتيم دانشمندان علوم طبيعى همه منكر خدا نيستند بىدليل نيست از آنها خداپرستان برجستهاى هستند مثلًا «هرشل» كه از بزرگان علم هيئت است مىگويد:
«هر قدر دائره علم وسيعتر مىگردد براهين دندان شكن و قويترى براى وجود خداوند ازلى و ابدى به دست مىآيد».
«مونت نل» يكى ديگر از دانشمندان بزرگ طبيعى مىگويد:
«اهميّت علوم طبيعى تنها از اين نظر نيست كه عقل ما را سير مىكند (و به احتياجات ما پاسخ مىدهد) بلكه اهميّت بيشتر آن از اين جهت است كه عقل ما را به اندازهاى بالا مىبرد كه عظمت خدا را درك مىكنيم و ما را به احساسات بزرگداشت ذات او زينت مىدهد.
«ليته» يكى از طبيعىدانهاى معروف كه در ساختمان نباتات كشفيات و تحقيقاتى دارد، مىگويد: