عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٨ - چرا بعضى از دانشمندان علوم طبيعى منكر خدا هستند؟
پاسخ اين سؤال را امروز ما به خوبى مىدانيم. زيرا:
١- نخستين دليل مخالفت جمعى از علماى علوم طبيعى با مذهب اين است كه كلسا با آن خرافات وحشتناكش سالها باشدّت تمام با نشر حقايق علمى و مطالعات دانشمندان علوم طبيعى مبارزه مىكرد و اجازه نفس كشيدن به آنها نمىداد. امپراطوران و سياستمداران هم كه تحت الشعاع كليسا بودند با آنها همكارى داشتند، تا آن جا كه به فرمان كليسا بسيارى از دانشمندان را زير شكنجه نابود ساختند، بر اثر اين حوادث بود كه دانشمندان علوم طبيعى به مبارزه با كليسا پرداختند و خداوند هستى را كه كليسا معرفى كرده بود، به كلى كنار زدند، و به اين ترتيب از روحانيون مسيحى انتقام گرفتند.
ولى در اين جا دانشمندان علوم طبيعى يك اشتباه نابخشودنى مرتكب شدند، و اشتباه ديگر را غرب زدگان.
امّا اشتباه دانشمندان طبيعى اين بود كه به خاطر انتقامجويى و مبارزه با كليسا به كلّى منكر خدا و هر مذهبى شدند، و تدريجاً آب و رنگ علمى به آن دادند، و البتّه آن مذهب خرافى و خدايان سه گانه و كتاب آسمانى تحريف شده با آن همه مطالب نادرست كه كليسا از آن دفاع مىكرد چيزى نبود كه دانشمندان بتوانند آن را بپذيرند و مىبايست منكر شوند، ولى مگر مذهب منحصر به همان مذهب خرافى بود كه كليسا معرفى مىكرد.
و اشتباه غرب زدگان اين بود كه درست آن مبارزه را در مورد اسلام كه به عكس كليسا پشتيبان و مبتكر پيشرفت علوم بود نيز به كاربردند بى خبر از اين كه آن هياهو كمترين ارتباطى با اسلام نداشت.
ضمناً بايد توجّه داشت كه بسيارى از دانشمندان علوم طبيعى در واقع خداپرستند ولى نام «طبيعت» را بر او مىگذارند امّا تمام صفات خدا را مانند علم و قدرت و هدف براى «طبيعت» قائل مىشوند.
عدّه ديگرى هم از دانشمندان علوم طبيعى، رسماً طرفدار خداپرستى هستند، و نمونه آن كتابى است كه وسيله ٤٠ نفر از اساتيد و دانشمندان مشهور علوم طبيعى غرب تحت عنوان «اثبات وجود خدا» نگاشته شده است كه هر يك از آنها از راه رشتههايى كه در آن تخصّص داشته