عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٦ - اتمها درس توحيد مىدهند
بايد يكديگر را جذب كنند.
و از طرف ديگر مىدانيم گردش الكترونها به دور هسته نيروى دافعه (گريز از مركز) به وجود مىآورد.
بنابراين نيروى گريز از مركز مىخواهد الكترونها را از محيط اتم دور سازد و اتم تجزيه گردد و نيروى جاذبه مىخواهد التكرونها را جذب كند كه به دنبال آن همه چيز از حركت خواهد افتاد.
اين جاست كه بايد ديد چگونه با حسابى دقيق نيروى «جاذبه» و «دافعه» در اتمها تنظيم شده كه نه الكترونها مىگريزند و نه جذب مىگردند.
آيا ممكن است اين تعادل را طبيعت كور و كر به وجود آورده باشد؟
٣- هر كدام در مسير خود
گفتيم بعضى از اتمها الكترونهاى متعددى دارند ولى نه اين كه همه الكترونها در يك مدار حركت كنند، بلكه در مدارهاى متعدّد، و ميليونها سال اين الكترونها در فاصله معين نسبت به هم با آن سرعت در حركتند بدون اين كه تصادمى بر ايشان پديد آيد.
آيا قرار داردن آنها در مدارهاى معين و گردش بدون تصادم ساخته طبيعت بىفكر است؟
٤- نيروى وحشتناك و هيجان انگيز
دانستيم در درون اتم نيروى فوق العادهاى وجود دارد كه ضميمه شدن نيروى تعدادى از آن انرژى بسيار عظيمى به وجود مىآورد و مبدأ آثار بزرگى مىتواند باشد.
اكنون بينديشيد مهار كردن اين نيروى بزرگ و ديوانه، چقدر مشكل است و ايجاد دوستى و اتحاد بين اتمها چه حيرت آور است! آيا آن تمركز و اين همبستگى جز در سايه يك قدرت و دانش فوق العاده معقول است؟