عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - جبر است يا اختيار
٢- طرفدارن جبر مىگويند: قبول آزادى اراده با عموميّت قدرت خداوند سازگار نيست، زيرا مىپرسيم آيا خداوند قدرت تصرّف در اعمال ما را دارد يعنى مىتواند بر خلاف خواسته ما كارى انجام دهد يا نه؟
اگر بگوييد مىتواند كه جبر را پذيرفتهايد، و اگر بگوييد نمىتواند قدرت خدا را محدود دانستهايد، زيرا قلمرو قدرت او خارج از افعال و اعمال ماست.
ولى طرفداران اختيار مىگويند، خداوند خودش اين آزادى اراده را به ما داده و هر لحظه مىتواند از ما بگيرد بنابراين ما از محيط قدرت او بيرون نيستيم.
در مقابل تندروى مكتب جبريها مكتب طرفداران «تفويض» است كه مىگويند خدا ما را آفريده و همه چيز ما را به دست ما سپرده و به كلّى كنار رفته است كه آن نيز نادرست است زيرا مفهوم آن سلب قدرت از خداست.
نه جبر است و نه تفويض
در ميان دو پرتگاه «جبر» و «تفويض» جاده سوّمى، امّا خيلى باريك به باريكى مو، يا از آن هم باريكتر و دقيقتر، وجود دارد كه نه مفاسد جبر مانند انكار اصل «عدالت خداوند» در بر دارد و نه منجر به دو گانه پرستى و سلب قدرت از خداوند مىشود.
اين همان راهى است كه پيشوايان بزرگ دينى، ما را به آن راهنمايى كردهاند و جمله معروف «لاجبر و لاتفويض بل امر بين الامرين» نه مجبوريم و نه صاحب اختيار مطلق بلكه راهى است ميان اين دو اشاره به همين است.
توضيح اين كه: پيروان جبر و تفويض تصوّر كردهاند دو راه بيشتر نداريم يا بايد كار انسان را منحصراً به خودش نسبت دهيم (تفويض) و يابايد همه اعمال را منحصراً مربوط به خدا بدانيم (جبر).
در حالى كه اين اشتباه است، راه منحصر به اين دو نيست در ميان اين پرتگاه راه صاف و مستقيمى وجود دارد و آن اين كه كارهاى ما هم كار خود