عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣ - آيا خدا هم آفريدگارى دارد؟
نخستين علّت كه به عقيده آنها «ماده» است برسند و آن را علت العلل بدانند، در اين جا است كه ما مىپرسيم اگر هر چيز علّتى دارد علّت «ماده نخستين» چيست؟ و چه كسى او را به وجود آورده است؟
مشاهده مىكنيد كه اشكال مربوط به همه است نه به خداپرستان بنابراين هم ماديها، هم آقاى «راسل» و هم خداپرستان به يك موجود ازلى معتقدند كه براى آن علّتى وجود ندارد منتها آنها نامش را ماده مىگذارند.
٢- اكنون فرق بين خداپرستان و مادّيها را در اين مىيابيم كه مادّيها علت نخستين را «ماده» يعنى يك موجود بدون عقل و شعور مىدانند و خداپرستان علت نخستين را موجودى داراى بىنهايت علم، بىنهايت قدرت و بىنهايت عقل مىدانند.
در اينجا ناچاريم باز هم به نظم هستى باز گرديم و بپرسيم.
آيا آن ساختمان عجيب بدن انسان و آن اسرار وجود حيوانات و جانداران، و آن مسائل شگفتانگيز گياهان گوشتخوار و اسرار مرموز و عجيب اتم، آيا مطالعه اينها به ما نمىگويند علّت نخستين عاقل و با شعور است و موجودات را روى هدفى ساخته است؟
٣- توجّه به اين نكته نيز لازم است كه قانون علّت و معلول و نياز به علّت، مخصوص موجودات حادث است يعنى نمىتوان گفت: «هر موجودى علّتى مىخواهد» زيرا به عقيده مادّيها مادّه نخستين موجود است و علّتى نمىخواهد. بنابراين يك وجود ازلى و هميشگى نياز به علّت و آفريدگار ندارد.
ممكن است براى نزديك شدن اين موضوع به ذهن، از ما مثال بخواهيد.
مىگوييم هنگامى كه مىبينيم اطاق روشن است سؤال مىكنيم چرا روشن است؟ جواب مىشنويم روشنى از خود اطاق نيست، و به زودى به اينجا مىرسيم كه روشنى اطاق به وسيله ذرات يا امواج نور است. فوراً مىپرسيم روشنى ذرات نور از كجاست؟