عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٩
مىماند «محكمه وجدان» كه مىدانيم همه مردم از «يك وجدان بيدار و زنده» برخوردار نيستند، و ضعف وجدان كه به علل گوناگونى صورت مىگيرد سبب مىشود كه جمعى از آلودگان و جانيان خطرناك، در لباسهاى مختلف، از چنگال مجازات اين دادگاه نيز فرار كنند. [١]
بنابراين نتيجه كلّى كه از بررسى همه جانبه دادگاههاى چهارگانه بالا مىگيريم اين است كه هيچ يك از آنها يك شكل عمومى و همگانى كه همه منحرفان و مجرمان را به خاطر هر گناه، و ارتكاب هر گونه جرم محاكمه كند و به كيفر شايسته برساند ندارد، گويا همه آنها به منزله اخطارهاى پى در پى و زنگهاى خطرى هستند كه براى تربيت و بيدارباش بشر نواخته مىشوند نه غير آن. بنابراين دادگاه عمومى و همگانى ديگرى لازم است.
قانون عدالت در جهان هستى
اگر يك نظر كلّى به وضع عمومى عالم هستى بيفكنيم خواهيم ديد. قانونى به نام «نظم و عدالت» بر همه جا سايه افكنده است.
اين قانون به قدرى نيرومند است كه كوچكترنى انحراف از آن سبب هرج و مرج و نابودى موجودات مىگردد، اگر آسمانها و زمين يعنى اين همه كرات عظيم و بيشمارى كه صحنه هستى را پر كردهاند و تا آن جا كه فكر كار مىكند پيش مىروند، اگر آنها بر پا هستند به خاطر همين نظم و عدالت است.
دوام يك دانه فوق العاده كوچك «اتم» در طى ميليونها سال، با آن همه ظرافت و دقتى كه در ساختمان آن به كار رفته و قاعدتاً مىبايست اين چنين دستگاه ظريفى خيلى زود از كار بيفتد، مولود همان عدالت و محاسبه دقيق نظام الكترونها و پروتونهاست، و بقاى منظومه شمسى نيز در پرتو نظام عادلانه قانون جاذبه و دافعه است. و هيچ دستگاهى- كوچك و بزرگ- از اين نظام شگرف وعدالت عمومى بر كنار نيست. حديث معروف «بالعدل قامت السماوات و الارض؛ با عدالت آسمانها و زمين برپاست» نيز اشاره به همين حقيقت است.
[١]. براى آگاهى بيشتر از تأثير محكمه وجدان به كتاب رهبران بزرگ و مسئوليتهاى بزرگ قسمت مربوط به وجدان مراجعه فرماييد.