عقيده يك مسلمان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨٠
آيا انسان يك موجود استثنايى است كه بدون پيروى از قانون عدل بتواند به زندگى خود ادامه دهد؟
مسلّماً انسان با تمام موجودات جهان طبيعت يك تفاوت اساسى دارد، و آن اين كه نيروى عجيبى به نام اراده- توأم با اختيار و آزادى- دارد، يعنى پس از مطالعه و بررسى و تفكر هر چيز را به سود خود تشخيص داد انجام مىدهد و هر چه به زيان خود ديد ترك مىكند، و از اين نظر خودش حاكم برسرنوشت خويش است.
و همين امتياز بزرگ وسيله «تكامل معنوى و اخلاقى» اوست، زيرا اگر او آزاد نمىبود و مثلًا كارهاى نيك، و خدمات انسانى، را با اجبار از طرف عوامل دورنى يا بيرونى انجام مىداد هيچ گونه تفاوتى با سنگهاى بيابان نداشت كه در ميان آنها هم اجناس و انواع مختلف گران قيمت و ارزان قيمت وجود دارد و اين تفاوت جنس امتياز افتخارى براى آنها نيست آيا اگر من مجبور باشم مبلغ زيادى از مال خودم را به يك بيمارستان كمك كنم افتخار و تكامل اخلاقى براى من محسوب مىشود مسلّماً نه در صورتى مايه افتخار و پيشرفت اخلاقى و انسانى من است كه با اراده خودم و در نهايت آزادى اين كار را بكنم.
بنابراين شرط نخستين تكامل انسانى و اخلاقى داشتن آزادى اراده است كه بشر با پاى خود اين راه را بپويد نه به اجبار همچون عوامل اضطرارى جهان طبيعت، و اگر آفريدگار جهان اين امتياز بزرگ را به انسان داده به خاطر همين هدف عالى بوده است.
طبيعى است كه جمعى هم از اين آزادى سوء استفاده مىكنند و دست به جنايات و خلافكاريهايى مىزنند و در مقابل، بعضى از اين نيروى بزرگ الهى استفاده كرده و در راه حق و حقيقت گام بر مىدارند آيا دو دسته ممكن است يكسان و مساوى بوده باشند؟ آيا انسان مىتواند از قانون عدالت كه فرمان آفريدگار در سراسر عالم هستى است بر كنار باشد و وصله ناهمرنگى براى جهان خلقت گردد؟ اين استثنا كاملًا بى دليل است.
به اين دليل يقين پيدا مىكنيم كه براى او نيز دادگاه و محكمهاى